تبليغاتX
گروه نظري و پيش دانشگاهي استان مازندران
آموزش دوره ي نظري و پيش دانشگاهي

چرخه یادگیری

یادگیری ما را نمی توان با مقیاسی مانند عقربه سوخت ماشین اندازه گیری کرد که از خالی تا پر تغییر می‌‌کند. ما با مرور دوباره آنچه که قبلا آموخته ایم و بازاندیشی در افکار وطرحهایمان برای یادگیری در آینده ، یاد می‌‌گیریم. وهمیشه چیزهای بیشتری برای آموختن وجود دارد.
معروف ترین چرخه یادگیری "چرخه کولب" است که چهار مرحله را برای یادگیری شناسایی کرده است:

تجربه

عمل


تفکر

مفهوم ساختن

این مدل نشان می‌‌دهد که ما چگونه از طریق تجربه و از مقایسه تجربه خودمان با دیگران یاد می‌‌گیریم که چگونه تجربه هایمان را تحلیل کنیم و برای کارهای جدیدی برنامه ریزی کنیم. اگر تمام فازهای این چرخه را طی کنیم "یادگیری تجربی" ، چنانکه به این اسم مشهور است، به تجربه اندک ما محدود نمی شود.

سبک های یادگیری
همه ما به یک روش یاد نمی گیریم. ما گرایش داریم روش هایی را که با آنها راحت تر هستیم انتخاب کنبم و بقیه روشها را کنار بگذاریم. این نکته مهم است که ما از سلیقه مان در مورد سبک های یادگیری باخبر باشیم تا بتوانیم:

• از روش های یادگیری مان استفاده کنیم که با آموزش خاصی که فرا می‌‌گیریم، سازگار باشد.
• یادگیری مان را در روش های ضعیف تر بهبود بخشیم.

نکته مهم آن است که بدانیم " سبک های یادگیری" خصوصیات فردی افراد نیستند و ما همه در شرایط متفاوت سبک های متفاوتی را به کار می‌‌گیریم. هر چند، معمولا ما یک یا دو سبک را بر بقیه ترجیح می‌‌دهیم. به گفته هانری و مامفورد (1986) برای اینکه چرخه یادگیری (چرخه کولب را نگاه کنید) را کاملا طی کنیم، باید هر چهار سبک یادگیری را در پیش گرفت. ضعف یا قبول نکردن هر کدام از این سبک های یادگیری ، فرآیند یادگیری را دچار مانع می‌‌کند.

فعالیت گرا شما به جای اینکه به دفترچه راهنما مراجعه کنید با انجام دادن هرکاری، آن را یاد می‌‌گیرید. دوست دارید خود را دربیشترین تجربه‌ها و فعالیتهای ممکن غرق کنید. اغلب دوست دارید در گروه کار کنید تا بتوانید ایده های بیشتری بدهید و امتحان کنید. نقطه قوت شما پذیرش فکری و شور وشوق شماست.
اهل فکر

شما عقب می‌‌ایستید و مشاهده می‌‌کنید؛ چون دوست دارید قبل ازتصمیم گیری درباره پیشروی، تا آنجا که می‌‌توانید اطلاعات جمع کنید. به جای یک باره پریدن در وسط ماجرا، ترجیح می‌‌دهید تصویر بزرگ تری به دست بیاورید که شامل تجارب و دیدگاه های آدم های دیگر باشد. نقطه قوت شما جمع آوری اطلاعات با دقت زیاد و تحلیل آنها برای رسیدن به نتیجه است.

نظریه پرداز شما می‌‌خواهید تمام مشاهداتتان را با قالب نظریه‌ها و چهارچوبها تطبیق دهید تا بتوانید ببیند چگونه یک مشاهده به مشاهده های دیگر ربط پیدا می‌‌کند. شما سعی می‌‌کنید با پرسیدن این سوال که "چطور جور در می‌‌آید؟" آمو خته های جدید را با نظریه‌ها و چهارچوب خودتان سازگارکنید. نقطه قوت شما این است که در تلاش برای حل یک مسئله، از ربط بین قسمت های مختلف برای داشتن یک رویکرد قدم به قدم استفاده می‌‌کنید.
پراگماتیست شما همیشه دنبال ایده های جدید هستید تا آنها را به عمل درآورید. معیار اصلی شما برای قضاوت در مورد یک نظریه، نتیجه عملی ناشی از آن است. نقطه قوت شما هم این است که می‌‌توانید با اعتماد به نفس ایده جدیدی را مطرح کنید و به مرحله عمل در آورید.

وضعیت های یادگیری
وقتی دانش آموزان در حال کسب مهارت یا دانش جدیدی هستند، اندیشیدن به "وضعیت یادگیری" شان یعنی میزان توانایی و آگاهی شان ازآن سودمند است. اگر یادگیرنده از نیاز خود آگاه نباشد، نمی تواند از پیش نهادهای کمک استفاده کند. دابین چهار وضعیت برای یادگیری پیش نهاد می‌‌کند:

خودآگاه

ناخودآگاه

از نیاز به یادگیری یک مهارت یا دانش جدید:

کار آمد

در مهارت یا دانش مورد نظر

کارآمد خودآگاه

کارآمد ناخودآگاه

ناکارآمد

ناکارآمد آگاه

ناکارآمد ناخودآگاه

یادگیرنده اغلب در حالیکه نسبت به نیازها و ضعفهای آموزشی خود در وضعیت ناکارآمد خودآگاه است، شروع به یادگیری می‌‌کند . متاسفانه خیلی از ما در مرحله ناکارآمد ناخودآگاه (آن کس که نداند و نداند که نداند!) هستیم. فهمیدن این وضعیتها برای هدایت یادگیرندگان به وضعیت مطلوب کارآمد ناخودآگاه ، مثلا درراندن یک ماشین، بسیار ضروری است.

انگیزه برای تحصیل در سطوح عالی تر
انگیزه یادگیرنده نقش مهمی در فرآیند یادگیری بازی می‌‌کند. مقدار انگیزه ما به این بستگی دارد که چه کسی هستیم، چه چیز می‌‌خواهیم یاد بگیریم و شرایطی که در آن یاد می‌‌گیریم چیست. بررسی هایی که تایلور (1983) روی دانشجویان دانشگاه اپن انجام داد نشان داده است که در تحصیلات عالی چهار رویکرد عمده در انگیزش دانش آموزان وجود دارد. هر کدام از این رویکردها ( ونه خصوصیات فردی!) را می‌‌توان به به دو زیر گروه علاقه درونی به فرآیند یادگیری و علاقه بیرونی به یادگیری به عنوان وسیله ای برای رسیدن به یک هدف تقسیم کرد. این چهار رویکرد را می‌‌توان به صورت زیر خلاصه کرد:

رویکرد

هدف

علاقه

نگرانی های دانش آموز

شغلی آموزش درونی

آیا این یاد گیری به شغل انتخابیم مربوط می‌‌شود؟

مدرک گرفتن

بیرونی

آیا رشته ام برای کارفرماها شناخته شده و معتبراست؟

آموزشی

علاقه ذهنی

درونی

آیا برنامه درسی ام جالب است؟ آیا کلاس‌ها انگیزه ام را تقویت می‌‌کنند؟

پیشرفت تحصیلی

بیرونی

آیا نمراتم نشان می‌‌دهد که پیشرفت خوبی داشته ام؟

شخصی

رشد و اصلاح شخصی

درونی

آیا من با چالش مواجه می‌‌شوم و آیا تجربه ام زیاد می‌‌شود؟

جبران کمبود یا فرصت قبلی

بیرونی

بازخوردم چقدر خوب است؟ آیا این درس را می‌‌گذرانم؟

اجتماعی خوش گذراندن بیرونی

آیا امکانات ورزشی و فرهنگی خوبی موجود هست؟

انگیزه اجتماعی برای یادگیری نیازی بیرونی است و بنابراین تقسیم بندی درونی ندارد

دیدگاه های ما نسبت به یادگیری
اینکه ما یادگیری مان را چگونه شروع می‌‌کنیم به دانش و مهارت های قبلی، انگیزه ما برای یادگیری، روش یادگیری و شرایط آموزشی محیط یادگیری مان بستگی دارد. اما اساسی تر از اینها، چگونگی شروع یادگیری در وهله اول، به اینکه چه تصوری از آموزش داریم مربوط می‌‌شود. مارتون و سالجو (1997) دو رویکرد یادگیری عمیق و سطحی راشناسایی کرده اند که اساسا در تصوری که ازمعنی آموزش دارند با هم متفاوتند. "یادگیری عمیق" رویکرد مطلوب آموزش عالی است. "یادگیری سطحی" در پیوند با حفظ کردن فرمول‌ها و معلومات بدیهی است. باید دو نکته را در رویکرد به آموزش ، مورد توجه قرار داد. اولا، آدم های متفاوتی که رویکردهای یادگیری متفاوت دارند، سر کلاس یک درس واحد می‌‌نشینند. دوم اینکه یک شخص واحد بر حسب زمان یا چیزی که می‌‌گیرد، رویکرد متفاوتی را اتخاذ می‌‌کند.

یادگیری عمیق
یادگیری عمیق، متضاد یادگیری سطحی و رویکرد مطلوب آموزش عالی است. کسانی که رویکرد عمیق به یادگیری دارند مطالب جدید را با ربط دادن آنها به دانسته های قبلی شان یاد می‌‌گیرند. بعضی اوقات به این رویکرد، "یادگیری کل نگر" گفته می‌‌شود، چون این نوع یادگیری با داشتن فهم و دیدگاه واحدی نسبت به جهان مرتبط است. کسی که رویکرد عمیق دارد به جای اینکه واقعیات را از هم جدا کند همواره در حال این سوال است که " چطور جور درمی آید؟ بحث بر سر چیست؟ آیا توضیح دیگری وجود ندارد؟" در این یادگیری ارزش یابی به جای بازتولید صرف درسها، درگیر شدنی فعالانه با اندیشه هاست.
یادگیری سطحی
یادگیری سطحی گردآوری معلومات بی ربط به هم مانند اسم آدم‌ها و مکان‌ها و تاریخ وقایع است. این رویکرد، یادگیری را چیزی می‌‌بیند که می‌‌توان آن را با عقربه سوخت اندازه گیری کرد؛ که از خالی شروع می‌‌شود و باید تا پرشدن پیش برود. این رویکرد به "یادگیری اتمیستی " شهرت دارد چون وقتی ما به طور سطحی یاد می‌‌گیریم، میزان دانسته هایمان را به شکل یک توده می‌‌بینیم نه به صورت کیف پولی که می‌‌توان آن را روی هم گذاشت و پس انداز کرد. وقتی زمان ارزشیابی این یادگیری برسد به تکنیکهای " مرور" و رویه هایی معمولی مثل حفظ کردن نیاز پیدا می‌‌کنیم. مشکل اصلی یادگیری سطحی هم وقتی بروز می‌‌کند که مجموعه اطلاعاتی که با آنها سرو کار داریم، بسیار گسترده شود.
یادگیری استراتژیک
یادگیری استراتژیک بر تکنیکهای یادگیری تاکید دارد. در این رویکرد دانش آموزان یادداشت های خود را سازماندهی می‌‌کنند و سعی می‌‌کنند معیارهای درس را پیش بینی و جوابهایشان را به آنچه معلم می‌‌خواهد، نزدیکتر کنند. "رویکرد استراتژیک" تلاشی منطقی در جهت ایجاد تعادل بین میزان تلاش برای یادگرفتن یک درس و نمره آن است. مدیریت زمان و منابع از مسایل اصلی این روش است.

سه رویکرد به آموزش را می‌‌توان به صورت زیر خلاصه کرد:

رویکرد

هدف از فعالیت

ویژگی های رویکرد

با هدف:

رویکرد عمیق تبدیل کردن درگیری فعال با ایده های جدید.
ربط دادن دانسته های قبلی به آموخته های جدید
پیدا کردن منطق و شاهد در بحث ها
درک معنی اندیشه ها
رویکرد سطحی باز تولید کردن دانش را مجموعه از واقعیتهای بی ارتباط دانستن
حفظ کردن اسم ها، تاریخ‌ها و فرآیندها
استرس!
کسب دانش ومهارت های لازم
رویکرد استراتژیک

سازمان دهی کردن

روشن کردن خواسته های درس
مدیریت خوب منابع و بار کاری
یادگرفتن آنچه معلم‌ها می‌‌خواهند
رسیدن به بالاترین نمره ممکن ازای مقدار تلاش معین

باز هم تاکید می‌‌کنیم که مهم است درک کنیم که اینها "خصوصیات فردی" نیستند. ما بر حسب شرایط رویکردهای مختلفی را به کار می‌‌گیریم. چالش موسسات آموزشی این است که اهداف و محتوای آموزش و سبک های تدریس و انواع ارزشیابی را طوری طراحی کنند که آموزش عمیق را آسان سازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:57  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

آموزش خلاقیت (آفرینندگی)

همه روان شناسان پرورشی و متخصصان آموزشی معتقدند که توانایی های آفریننده و شیوه های فکری واگرا را می‌‌توان به افراد، به ویژه به کودکان و نوجوانان، آموزش داد. ما اینجا به طور خلاصه به چند اصل کلی برای پرورش خلاقیت اشاره می‌‌کنیم.

1. تجارب کودکان را به موقعیت های خاص محدود نکنید.
سؤالاتی بپرسید که با چرا و چگونه آغاز می‌‌شوند، نه کجا و چه کسی و چه وقت. سؤال هایی طرح کنید که دارای جواب های متعدد باشند. سؤال هایی که تنها یک جواب دارند منجر به تفکر همگرا می‌‌شوند، سؤال هایی که جواب های متعددی را در یادگیرنده بر می‌‌انگیزانند. شوق تفکر واگرا و آفرینندگی است.

2. برای طرح سؤال‌ها و اندیشه های غیر معمول و بدیع ارزش قائل شوید.
از سؤال های غیر معمول که از سوی دانش آموزان طرح می‌‌شوندو شما از عهده جواب آنها بر نی آیید نهراسید. به آنها کمک کنید و با همکاری یکدیگر به جستجو برای یافتن جواب این سؤالات بپردازید.

3. فرصت هایی برای خود آموزی و یادگیری اکتشافی در اختیار یادگیرندگان قرار دهید.

4. نسبت به تفاوت های فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید.
گورتزل (1962- Gortzel) پس از بررسی شرایط پرورشی 400 نفر از افراد برجسته قرن بیستم تأثیر شرایط پرورشی آموزشگاه‌ها و روش آموزشی معلمان را بر رشد توانایی های خلاق در کودکان به گونه زیر بیان داشته است. " معلمانی که بیش از معلمان دیگر مورد احترام و علاقه افراد نخبه مورد مطالعه ما قرار داشتند، معلمانی بودند که به این افراد امکان می‌‌دادند تا متناسب با توانایی هایشان پیش بروند. فرصت فعالیت کردن در موضوعات دلخواهشان را به آنها می‌‌دادند و آنها را به تفکر وا می‌‌داشتند و کتاب های مهیج به آنها معرفی می‌‌کردند"

5. رفتارهای آفریننده را برای کودکان سر مشق قرار دهید.
یلون و نیستاین (1977) در این مورد گفته اند: " دانش آموزان کلاس پنجم ابتدایی پس از مشاهده رفتارهای خلاق نشان داده شده در یک فیلم یا از سوی معلم، رفتارهای خلاق از خود نشان داده اند."

6. از روش‌ها و فنون ویژه بالا بردن سطح آفرینندگی استفاده کنید.
معروف ترین این روش‌ها روش بارش مغزی است. در این روش معلم مسأله ای را به دانش آموزان می‌‌دهد و از آنها می‌‌خواهد تا هر چه راه حل برای مسأله به ذهنشان می‌‌رسد بگویند. معلم دانش آموزان را برای دادن راه حل‌ها و اظهار نظرهای مختلف تقویت می‌‌کند ولی پیش از ارایه تمامی راه حل‌ها از سوی دانش آموزان، درباره آنها هیچ گونه اظهار نظری نمی نماید.

روش آموزش دیگری که منجر به بالا بردن سطح فعالیت های خلاق یادگیرندگان می‌‌شود، آموزش مهارت های پژوهشی (Research Skill) است. آموزش مهارت های پژوهشی به طرح و آزمودن فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می‌‌کنند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه از سوی یادگیرندگان کمک می‌‌کند. روش های درست طرح فرضیه و آزمون فرضیه به وسیله کودکان منجر به ایجاد طرز تفکر آفریننده در آنها می‌‌شود.

علاوه بر روش های فوق روش مطالعه آفریننده (Creative Study) نیز روش موثری در آموزش خلاقیت است. تورنس و هارمون (1961) نشان داده اند که می‌‌توان به کودکان آموزش داد تا مطالب را به طور آفریننده بخوانند. آنها در این باره راهنمایی های زیر را در اختیار دانش آموزان قرار داده اند:

وقتی که به خواندن مطالب یک کتاب می‌‌پردازید به مورد استفاده های مختلف اطلاعاتی که در آن کتاب به آنها بر می‌‌خورید بیندیشید. خیلی اهمیت دارد به راههایی که می‌‌توانید اطلاعات خوانده شده را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به کار ببندید فکر کنید.

تنها به این سوال اکتفا نکنید که مولف چه می‌‌گوید؛ از خود بپرسید که چگونه می‌‌توانم آنچه را که نویسنده نوشته است، مورد استفاده قرار دهم. تنها به یک مورد اکتفا نکنید تا آنجا که می‌‌توانید موارد استفاده های بیشتری را بیابید و بعضی از آنها را برای مصارف آینده خود یادداشت کنید. ممکن است مدتی وقت لازم باشد تا این نوع مطالعه کردن را بیاموزید. با این حال مأیوس نشوید بعد از دو سه روز خواهید دید که می‌‌توانید این روش مطالعه را به راحتی به کار ببندید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:57  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

چگونه بهتر گوش کنیم؟

چکیده: گوش کردن یکی از مهمترین مهارتهایی است که با پرورش آن می‌‌توانید کارآیی خود را در مدرسه افزایش دهید. این مهارت بعد از مهارت خواندن، یکی از مشکل ترین مهارتهاست. در این مقاله سعی داریم تا با راههای پرورش این مهارت آشنا شویم.

کلاس مکانی برای یادگیری و گوش کردن است. ویلیام آرمسترانگ

خوب گوش کردن در کلاس:

* در کلاس مطالب درسی را دنبال کنید و به رویا فرونروید. ( خیالبافی نکنید. )
* اگر حرف بزنید، مطمئنا نمی توانید گوش کنید.
* در هنگام گوش کردن قلم به دست باشید و نکات مهم را یادداشت کنید.

قبل از کلاس:

* راجع به مطالب درسی جدید فکر کنید.
* نکات مهم جلسه گذشته را به یاد آورید. ( دوره کنید. )
* تکالیف خود را انجام دهید.

در کلاس:

* آنچه را که قبلا یاد گرفته اید با مطالب جدید ارتباط دهید.
* آیا شما راجع به موضوع درس اطلاعات اضافی دارید؟
* در طی درس چه چیزی به ذهن شما می‌‌آید؟
* برروی موضوع درس تمرکز کنید.
* نکات مهم درس را یادداشت کنید.
* در صورت امکان روی نیمکتهای جلوی کلاس بنشینید. اگر جلوتر باشید بهتر می‌‌توانید گوش کنید.

بعد از کلاس:

* مطالب درسی و یادداشتهایتان را دوره کنید.
* بعضی‌ها دوست دارند که یادداشتهایشان را پاکنویس کنند، اما سعی کنید برای اینکار وقت زیادی اختصاص ندهید.
* هنگام دوره زیر نکات مهم خط بکشید.

نکات دیگری راجع به گوش کردن:

* خوب گوش کردن به معنی توجه کردن است.
* تمام آنچه را که گفته می‌‌شود بشنوید، نه آنچه را که دوست دارید.
* آنچه را که می‌‌شنوید با آنچه که از قبل می‌‌دانستید ربط دهید.
* نکات مهم درس را تشخیص دهید.
* سعی کنید نکات مهمی را که ممکن است سوال امتحان باشد، تشخیص دهید.
* صحبتهای معلم را دنبال کنید. ( حدس بزنید صحبتهای بعدی او چه خواهد بود. )
* به دقت به آنچه معلم راجع به تکالیف درسی می‌‌گوید، گوش کنید و در صورت نیاز آن را یادداشت کنید.
* به دقت گوش کنید و به دنبال عبارات کلیدی معلم باشید و به آن اهمیت دهید. عباراتی همچون " این مطلب مهم است...، مهم است بدانید که... و یا لازم است که این مطلب را برای امتحان بدانید... "

بخاطر بسپارید که گوش کردن با شنیدن متفاوت است.
شما می‌‌توانید هرچیزی را بشنوید، اما به آن گوش نکنید یا از یک گوش بشنوید و از گوش دیگر بیرون کنید.
برای گوش کردن باید فکرکنید و فعال باشید نه منفعل.

منبع: سایت مرکز مشاوره مهارتهای مطالعه دانشگاه ویرجینیا تکنولوژی ( Virginia Tech)
www.ucc.vt.edu


+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:56  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

مدیریت زمان

چکیده: یکی از اصول مهم مدیریت زمان اصل 20 - 80 است، یعنی از %20 زمان برای انجام %80 کارهایت استفاده کن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص کارهای مهم است. در این مقاله قصد داریم تا تعدادی از راهکارهای مدیریت زمان را به شما معرفی کنیم.

از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می‌‌شوند:

۱- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می‌‌گیرد.
۲- کارهای مهم و غیر فوری: این دسته کارهایی هستند که افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می‌‌کنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعویق می‌‌اندازند.
۳- کارهای فوری و غیر مهم: این کارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می‌‌شود.
۴- کارهای کم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمرکز حواس ) خود را به این کارها سرگرم می‌‌کنند.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیر مهم است، پس برای موفقیت تحصیلی:

۱- از کارهای غیر مهم صرف نظر کنید.
۲- کارها را اولویت بندی کنید.
۳- راهزنان وقت را بشناسید.
۴- راههای ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:

۱- صحبتهای کم اهمیت
۲- میهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب کم اهمیت و غیرضروری
۴- روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهای مزاحم و غیر ضروری
۶- نداشتن انضباط کاری
۷- سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری
۸- دوباره کاری
۹- ناتوانی " نه " گفتن به خواسته های نابجا
۱۰ - نداشتن تمرکز حواس
۱۱- عادت امروز و فردا کردن
۱۲- ترس از شکست

راههای ایجاد وقت:

۱- زنده کردن وقت مرده ( مثل زمانهایی که در انتظار هستیم، زمانی که در اتوبوس می‌‌گذرد و ... )
2- انجام کارها به طور همزمان
3- تنظیم کردن وقت خواب
4- کنترل بیشتر روی وقت تفریح
5- نه گفتن به درخواست های غیر مهم
6- عقب انداختن کارهای غیر مهم

منبع:
کتاب مدیریت زمان، آقای عبدالحمید سروش (ناشر مولف)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:56  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

مهارتهای خواندن خود را پرورش دهیم

چکیده: حافظه انسان طوری است که پس از چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از یک شبانه روز فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد. اما اگر در روش های مطالعه خود تجدید نظر کنید، می‌‌توانید بر این ضعف ذاتی حافظه غلبه کنید. در این مقاله شما را با تعدادی از این روش‌ها آشنا خواهیم کرد.

یک خواننده خوب کسی است که تا جایی که ممکن است:

- نکات اصلی مطلب را بگیرد.
- در مورد آنچه نویسنده می‌‌گوید، فکر کند.
- فعال باشد نه منفعل.
- بر روی چیزی که می‌‌خواند تمرکز کند.
- هر چیزی را به آن موضوع مربوط است به خاطر بیاورد.
- آنچه را می‌‌خواند با زندگی شخصی خود مرتبط کند.

با استفاده از روشهای زیر و تمرین بیشتر به زودی به نتیجه خوبی می‌‌رسید.

۱- در مورد موضوعی که قرار است بخوانید فکرکنید:

- در مورد این موضوع چه می‌‌دانم؟
- چه چیزی می‌‌خواهم یاد بگیرم؟
- بعد از خواندن، چه چیزی یاد گرفته ام؟

۲- ابتدا بخشی را که می‌‌خواهید بخوانید سریع نگاه کنید:

- چه مطلبی به نظرتان آشناست؟
- چه چیزهایی به نظرتان تازگی دارد؟
- درک کلی شما از موضوع چیست؟

۳- این بار مطالب را به دقت بخوانید و از نکات مهم یادداشت بردارید:

- نکات مهم و اصطلاحات خاص را روی برگه های یادداشت و یا کارتهای کوچکی بنویسید. این کار در دوره مطالب به شما کمک می‌‌کند.
- مطالبی را که کاملا متوجه نشده اید، دوباره بخوانید.
- فکر کنید که از کجا می‌‌توانید راجع به این موضوع اطلاعات بیشتری به دست بیاورید.
- این موضوع با کدامیک از موضوعات درسی دیگر شما ارتباط دارد؟

۴- آنچه را که خوانده اید، دوره کنید:

- بعد از هر قسمت مطالبی را که خوانده اید، برای خود تکرار کنید.
- در پایان هر بخش نکات مهم را مرور کنید.
- مطالبی را که خوانده اید برای خود یا یکی از دوستانتان یا یکی از اعضای خانواده به زبان خود بیان کنید. این کار ذهن شما را منظم می‌‌کند.

تونی بوران در کتاب " چگونه از مغز خود بهتر استفاده کنیم؟ " می‌‌گوید:
منحنی حافظه انسان طوری است که به فاصله چند دقیقه قسمتی از مطالب را فراموش می‌‌کند، و بعد از ۲۴ ساعت تقریبا فقط رئوس مطالب را به خاطر می‌‌آورد، رئوس مطالب هم بعد از مدتی فراموش می‌‌شود مگر اینکه :
فرد پس از ۱۰ دقیقه یک بار مرور، پس از 24 ساعت یک بار مرور، و پس از یک هفته یک بار مرور انجام دهد و از مطلبی که یاد گرفته است در عمل استفاده کند.

منابع:
www.learningcenter.com
www.how-to-study.com
www.ucc.vt.edu

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:55  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

توصیه هایی مهم برای امتحان

چکیده: امتحان معیار ارزشیابی دانسته‌ها و تواناییهای شماست و شما می‌‌توانید از آن بعنوان ابزاری برای ارزیابی مهارت های یادگیری خود استفاده کنید. اما شرایط فیزیکی و ذهنی وجود دارد که عملکرد شما در حین امتحان را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد. بنابراین لازم است پاره ای نکات را هنگام امتحان رعایت کنید.

برای عملکرد بهتر در امتحان توصیه های زیر را بکار بندید:

1- با آمادگی کامل و به موقع در سر جلسه امتحان حاضر شوید. وسایل مورد نیاز مثل مداد، خودکار، ماشین حساب، لغت نامه و ساعت را به همراه داشته باشید. با این کار همه چیز در دسترس شما خواهد بود و نیازی به قرض گرفتن وسایل دیگران پیدا نخواهید کرد.

2- با اطمینان خاطر و آرامش کامل در امتحان شرکت کنید. مثبت اندیشی کنید. همواره این جملات را در ذهن خود تکرار کنید: " من برای امتحان کاملا آماده ام و به خوبی از عهده آن برمی آیم. " نگرانی را از خود دور کنید. هر گاه احساس نگرانی کردید، چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید. قبل از امتحان با دوستانتان راجع به اضطراب و دلشوره صحبت نکنید. بهتر است بدانید که نگرانی همچون یک بیماری مسری قابل سرایت به دیگران است.

3- آرام ولی هوشیار باشید. اگر حق انتخاب دارید، مکان مناسبی را برای نشستن انتخاب کنید. نیمکتی را انتخاب کنید که بر روی آن فضای کافی برای کار داشته باشید. به پشتی نیمکت تکیه دهید و راحت باشید.

4- در ابتدا نگاهی گذرا به سؤالات بیندازید. حدودا 10% از وقت خود را برای این کار صرف کنید. کلمات کلیدی ( در سؤالات ) را مشخص کنید و برای پاسخ دادن به سؤالات زمانبندی کنید. در حالیکه سؤالات را می‌‌خوانید، نکاتی که به ذهنتان می‌‌رسد و می‌‌توانید مفید باشد را در کنار آنها یادداشت کنید.

5- برای پاسخگویی به سؤالات از یک برنامه منظم پیروی کنید. ابتدا به سؤالات ساده تر پاسخ دهید و بعد به آنها که نمره بیشتری دارند. سپس به ترتیب به سوالاتی پاسخ دهید که:
- مشکل تر هستند.
- جواب دادن به آنها وقت بیشتری می‌‌گیرد.
- نمره کمتری دارند.

6- در امتحانات تستی برای انتخاب پاسخ درست دقت کنید.
- ابتدا پاسخهایی را که می‌‌دانید اشتباه است، کنار بگذارید.
- اگر تست نمره منفی ندارد، از بین پاسخهای باقی مانده، پاسخ صحیح را انتخاب نمایید و یا حدس بزنید.
- اگر امتحان نمره منفی دارد و شما دلیل خاصی برای انتخاب پاسخ خود ندارید، حدس نزنید.
- شک نکنید، معمولا اولین گزینه ای که انتخاب می‌‌کنید، پاسخ صحیح است. پس پاسخ خود را تغییر ندهید، مگر اینکه واقعا به نتیجه قطعی رسیده باشید.

7- در امتحانات تشریحی، قبل از پاسخ دادن به سؤالات خوب فکر کنید.
- ابتدا نکات مهمی را که راجع به سؤالات به دهنتان می‌‌رسد، در چرک نویس یادداشت کنید.
- این نکات را به ترتیب شماره گذاری کنید.
- سپس آنها را تنظیم کرده و پاکنویس کنید.

8- در پاسخ به سؤالات تشریحی، به اصل موضوع بپردازید و حاشیه نروید.
- در جمله اول موضوع اصلی را بیان کنید.
- مقدمه ای برای آن بنویسید.
- سپس موضوع را با جزئیات بیشتری شرح دهید.
- به سؤال توجه کنید و فقط به آنچه از شما خواسته شده پاسخ دهید. از توضیحات غیر ضروری و مثالهای اضافی بپرهیزید.

9- 10% از وقت امتحان را برای مرور مطالب کنار بگذارید.
- برای ترک کردن جلسه امتحان عجله نکنید.
- در انتها تمام سؤالات را مرور کنید.
- مطمئن شوید که به تمام سؤالات پاسخ داده اید.
- پاسخ‌ها را یک بار دیگر بخوانید و در صورت لزوم جمله بندی، املای کلمات و … را تصحیح کنید.

10- وقتی نتیجه امتحان را گرفتید، آن را بررسی کنید.
- به اشکالات خود توجه کرده و سعی کنید در آن زمینه بیشتر مطالعه کنید.
- برای امتحانات آخر سال، سؤالات امتحانات کلاسی را دوره کنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید.
- بهترین روش یادگیری را که برای شما مؤثر بوده، انتخاب کنید.
- روشهایی که برای شما کارآیی لازم را نداشته، کنار بگذارید.
- سعی کنید بهترین روش را پیدا کرده و بر روی آن تمرین کنید تا به نتیجه مطلوب برسید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:54  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

چگونه درک مطلب خود را افزایش دهیم؟

چکیده: یکی از مهمترین مهارتهای یادگیری، درک مطلب می‌‌باشد. هر چه ادراک و دریافت بهتر باشد، یادگیری و یادآوری مطالب نیز آسان تر می‌‌شود. برای درک بهتر باید هدف و انگیزه داشت. به خاطر داشته باشید که مطالعه بدون هدف و پیش زمینه همچون گردابی است که فرد را در خود گرفتار می‌‌کند.

هدف مطالعه
هدف مطالعه ارتباط دادن مطالب جدید با مطالبی است که از قبل می‌‌دانید، اگر راجع به موضوع پیش زمینه ای نداشته باشید و بخواهید آن را در ذهن خود جای دهید، مثل این است که بخواهید آب را در دستان خود نگه دارید. می‌‌بینید که این کار غیر ممکن است و به زودی مطالب از ذهن شما خارج می‌‌شود.
به عنوان مثال سعی کنید این اعداد را بخوانید و بخاطر بسپارید:
خواندن و حفظ کردنش سخت است نه؟ 4 2 3 6 1 5 7
این یکی آسان تر است، بخاطر اینکه کوتاهتر شده است. 4 2 3 6 - 1 5 7
و این یکی از همه آسان تر است، چون به ترتیب اعداد نوشته شده و به خاطر پیش زمینه ای که دارید به راحتی آن را حفظ می‌‌کنید. 7 6 5 4 - 3 2 1
اگر ورزش را دوست داشته باشید، چون پیش زمینه ای برای خواندن، فهمیدن و به خاطر سپردن مطالب ورزشی در ذهن خود دارید، خواندن مطالب ورزشی برای شما بسیار آسان تر می‌‌شود.

تقویت مهارت مطالعه و درک مطلب
برای درک مطلب نیاز به انگیزه، تمرکز، پیش زمینه و روش مطالعه صحیح دارید.
در اینجا توصیه هایی برای تقویت این مهارت ذکر می‌‌کنیم:

1- اطلاعات عمومی خود را افزایش دهید.
با خواندن کتاب، روزنامه و مجله اطلاعات عمومی خود را گسترش دهید و به رویدادهای اطراف خود علاقه نشان دهید.

2- با ساختار پاراگراف آشنا شوید.
معمولا هر پاراگراف با مقدمه ای شروع شده و با نتیجه ای پایان می‌‌یابد. اغلب اولین جمله به توصیف کلی مطالب می‌‌پردازد و زمینه را برای توضیح بیشتر فراهم می‌‌کند. پس به جملات اول هر پاراگراف بیشتر توجه کنید تا بتوانید موضوع بحث را بهتر تشخیص دهید. همچنین به دنبال نشانه ها، کلمات و عباراتی باشید که نشان دهنده تغییر موضوع مورد بحث می‌‌باشند.

3- حدس بزنید و پیش بینی کنید.
یک خواننده باهوش و زرنگ همیشه سعی می‌‌کند تا نظرات نویسنده، سؤالها و موضوعهای بعدی را حدس بزند. این کار باعث کنجکاوی و افزایش دقت خواننده می‌‌شود.

4- به شیوه تنظیم مطالب توجه کنید.
آیا مطالب بر اساس ترتیب زمانی نوشته شده اند و یا بر اساس درجه اهمیت؟ ترتیب مطالب بر اساس کاربرد آنهاست و یا بر اساس دشواری آنها؟ این کار به تنظیم مطالب در ذهن کمک می‌‌کند.

5- در خود انگیزه و علاقه ایجاد کنید.
پیش از آنکه مطلبی درس داده شود، نگاهی گذرا به آن بیندازید. سؤالاتی در مورد آن از خود بپرسید و با هم کلاسی‌ها در مورد آن صحبت کنید. هر چه انگیزه و علاقه شما بیشتر باشد، درک شما نیز بهتر خواهد شد.

6- به نکاتی که به فهم مطلب کمک می‌‌کند توجه کنید.
به عکس ها، نمودارها، جدول‌ها و سرفصل‌ها توجه کنید. اولین و آخرین پاراگراف هر بخش را بخوانید.

7- مطالب را خلاصه نویسی و دوره کنید.
یک بار خواندن کتاب هیچ گاه کافی نیست. برای فهم عمیق تر باید زیر مطالب مهم را خط بکشید، خلاصه کنید و دوره نمایید.

8- از تکنیکی منظم و منسجم استفاده کنید.
هنگام مطالعه از یک روش منظم استفاده کنید تا به آن روش مسلط شوید. یکی از بهترین روشها، شامل مراحل پیش خوانی، پرسش، خواندن، بازگویی و تعریف و دوره مطالب می‌‌باشد.

9- با تمرکز و توجه کامل مطالعه کنید.
یک خواننده خوب همیشه با تمرکز و توجه کامل مطالعه می‌‌کند و هیچ مطلبی را نخوانده باقی نمی گذارد. پس تا موضوعی را کاملا نفهمیده اید، به سراغ موضوع بعدی نروید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:53  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

یادداشت برداری علمی (درخت حافظه

چکیده: درخت حافظه روش علمی یادداشت برداری است که بوسیله آن می‌‌توان شکل کلی موضوع و ارتباط بین نکات مختلف را نشان داد. شکل جای گیری مطالب در درخت حافظه به گونه ای است که یادآوری و دوره مطالب را بسیار آسان می‌‌کند. با خواندن این مقاله با این روش آشنا خواهید شد.

در این روش مطالب بصورت فهرست وار نوشته نمی شوند بلکه شکل شاخه ای دارند، به این گونه که موضوع اصلی و درجه اهمیت مطالب و ارتباط بین آنها بصورت کاملا مشخص نشان داده می‌‌شود. مزیت دیگر این روش آن است که به راحتی می‌‌توان مطالب جدید را به درخت حافظه تکمیل شده اضافه کرد، بدون آنکه نظم مطالب از بین برود، در یادداشت برداری معمولی این کار امکان ندارد.
مهم تر از همه اینکه شکل ظاهری درخت حافظه در به خاطر آوردن مطالب کمک بسیاری می‌‌کند. اگر شما شکل درخت حافظه را به خاطر بیاورید و آن را در ذهن خود ترسیم کنید، مطمئنا مطالب ذکر شده در آن و ترتیب جای گیری آنها را نیز به خاطر خواهید آورد. چون در این روش برای درک مطالب و ارتباط آنها با یکدیگر قسمتهای بیشتری از مغز فعال می‌‌شود و یادآوری آسان تر خواهد شد.
درخت حافظه علاوه بر یادداشت برداری در موارد زیر نیز کاربرد دارد:
- خلاصه کردن مطالب
- تنظیم مطالبی که از منابع مختلف گردآوری شده است.
- بررسی مسائل دشوار و پیچیده
- ایجاد طرحی کلی از موضوع مورد مطالعه

ترسیم درخت حافظه
در اینجا قسمتی از یک درخت حافظه را می‌‌بینید که موضوع اصلی آن یادگیری مرحله ای است.
برای ترسیم درخت حافظه به ترتیب زیر عمل کنید:
1- موضوع اصلی را در پایین صفحه بنویسید و دور آن خط بکشید. سپس از این قسمت خطی را به طرف بالای صفحه امتداد دهید. این قسمت با شماره 1 در شکل مشخص شده است.
2- سپس خطوطی را از خط اصلی انشعاب دهید و نکات مهم مرتبط با موضوع را در کنار این خطوط بنویسید. این قسمت‌ها با شماره 2 در شکل نشان داده شده است.
3- اگر مطالب دیگری در ارتباط با نکات قبلی وجود دارد، خطوط قبلی را انشعاب داده و آن مطالب را بنویسید. این قسمت‌ها با شماره 3 در شکل نشان داده شده است.
4- خطوط قبلی را باز هم انشعاب داده و مطالب جزئی تر را در کنار آنها بنویسید. (شماره 4 در شکل)
همانطور که می‌‌بینید این شکل دقیقا شبیه درختی است که شاخه های آن به همه طرف پراکنده شده است. البته محدودیتی در شکل ظاهری درخت حافظه وجود ندارد، فقط باید به این نکته توجه داشت که موضوع اصلی در پایین و گوشه صفحه قرار گیرد و مطالب دیگر به ترتیب اهمیت از آن منشعب شوند.
بعدها می‌‌توانید مطالب جدیدتر را نیز به همین ترتیب به درخت حافظه اضافه کنید.

تقویت مهارت یادداشت برداری به روش علمی ( تکنیک درخت حافظه )
وقتی به ترسیم درخت حافظه مسلط شدید، می‌‌توانید از آن بعنوان بهترین وسیله برای دوره مطالب و یا خلاصه نویسی استفاده کنید. بنابراین سعی کنید این مهارت را در خود پرورش دهید.
توصیه های زیر در پرورش این مهارت به شما کمک می‌‌کند:
- در بالای صفحه تاریخ رسم درخت حافظه را بنویسید.
- از کلمات و عبارات کوتاه و کلیدی استفاده کنید.
- مطالب را بصورت کلمات و عبارات کلیدی بر روی درخت حافظه یادداشت کنید و از توضیحات اضافی بپرهیزید. بخاطر داشته باشید که فقط 20% اطلاعات باید بر روی درخت نوشته شود و 80% بقیه در حافظه نگهداری می‌‌شود. در هنگام دوره کردن اگر چند بار کلمات کلیدی را مرور کنید، ذهن فعال شده و بقیه مطالب را به یاد خواهید آورد.
- خوش خط و خوانا بنویسید. کلمات را با فاصله و خوانا بنویسید تا در خواندن آنها دچار مشکل نشوید.
- برای مشخص کردن مطالب متفاوت، از رنگ های مختلف استفاده کنید. این کار از سردرگمی شما جلوگیری کرده و به فهم مطلب کمک می‌‌کند. می‌‌توانید شاخه اصلی را با یک رنگ مشخص کرده و شاخه های منشعب شده را با رنگ دیگری و به همین ترتیب تا آخر.
- از نشانه‌ها و تصاویر استفاده کنید. در جایی که لازم است از نشانه‌ها و نقاشی های کوچکی که برایتان معنی دار و مرتبط با موضوع است، استفاده کنید. زیرا هنگام یادآوری مطالب، تصاویر سریع تر از کلمات به ذهن خطور می‌‌کنند و راحت تر به یاد آورده می‌‌شوند.
و نکته آخر اینکه، حتما یک بار این روش را امتحان کنید تا تاثیر مثبت آن را شخصا تجربه نمائید و سپس آن را بعنوان یکی از مهارت های یادگیری به کار بندید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:53  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

چگونه بهتر تمرکز کنیم؟

چکیده: بسیاری از دانش آموزان از عدم تمرکز در هنگام مطالعه شکایت دارند. آنها فکر می‌‌کنند قدرت تمرکز یک استعداد ذاتی است که برخی انسانها فاقد آن هستند؛ اما حقیقت این است که با انجام تعدادی تمرین ساده می‌‌توان قدرت تمرکز را چند برابر کرد. در این مقاله قصد داریم شما را با تعدادی از این تمرین‌ها آشنا کنیم.

برای یادگیری تمرکز در ابتدا باید مکان آرامی را بیابید که در آن کسی مزاحم شما نشود؛ سپس بر روی زمین و یا یک صندلی راحتی بنشینید. نفس عمیقی بکشید و بدن خود را به حالت آزاد و رها نگهدارید. سعی کنید تمام عضلات خود را آزاد و شل کنید. اکنون می‌‌توانید به انجام تمرین‌ها بپردازید. قبل از انجام تمرینات به نکات زیر توجه کنید:

- با اولین تمرین شروع کنید و هر روز آن را تکرار کنید تا اینکه به انجام آن مسلط شوید و قادر باشید برای مدت ۵ دقیقه به چیز دیگری غیر از آن فکر نکنید.
- با خودتان رو راست باشید و هنگامی که مطمئن شدید تمرین اول را با تمرکز کامل و به درستی انجام داده اید، به انجام تمرین بعدی بپردازید.
- زمانبندی خاصی برای انجام این تمرین‌ها پیشنهاد نمی شود، چون اگر به شما گفته شود که باید در مدت یک هفته تمرینی را تکمیل کنید و به آن مسلط شوید و شما از عهده این کار بر نیایید، ممکن است ناامید شوید و یا گاهی ممکن است برای به پایان رساندن تمرین در زمان تعیین شده، آن را بطور کامل و صحیح انجام ندهید. بخاطر بسپارید که گاه روزها، هفته‌ها و حتی ماهها تمرین مستمر لازم است تا به این مهارت‌ها مسلط شوید.
- هنگام انجام تمرین‌ها به چیز دیگری فکر نکنید. دقت کنید که به رویا فرو نروید و خواب آلوده نباشید و هنگامیکه احساس می‌‌کنید فکرتان به مسائل دیگر مشغول شده، تمرین را متوقف کنید.
- وقتی که در انجام این تمرین‌ها مهارت پیدا کردید، می‌‌توانید مدت آن را بیشتر کنید و یا دو بار در روز به انجام آن بپردازید، اما در ابتدا سعی نکنید که بیش از اندازه تمرین کنید. ممکن است فکر کنید که تمرین‌ها بسیار ساده و آسان هستند و بخواهید تمام آنها را در یک زمان انجام دهید. اما توصیه ما به شما این است که به تدریج پیش بروید و ذهن خود را خسته نکنید تا به نتیجه بهتری دست یابید.
- به خاطر داشته باشید که افراد مختلف دارای قدرت تمرکز متفاوتی هستند. برخی افراد دارای قدرت تمرکز بالاتر و برخی ( دارای قدرت تمرکز ) پایین تری می‌‌باشند. مهم نیست که شما قدرت تمرکز کمی دارید، مهم این است که می‌‌توانید آن را تقویت کنید و برای این کار نیاز به استعداد خاصی ندارید. تقویت این مهارت تنها بستگی به میزان ممارست شما در انجام این تمرینات دارد. کافی است روزی ۱۰ دقیقه برای این کار وقت صرف کنید. در پایان، بعد از گذشت زمانی شما قادر خواهید بود که در زمان‌ها و مکان‌ها و شرایط گوناگون بر کارها و مطالعات خود تمرکز داشته باشید. می‌‌دانید این به چه معنی است؟

توانایی تمرکز کردن، فکر کردن و عمل کردن تحت هر شرایطی با کمال آرامش و خونسردی، واقعا موفقیت بزرگی است.
توصیه آخر اینکه، روی هر تمرین آنقدر کار کنید تا مطمئن شوید که آن را به درستی انجام داده اید و کاملا بر آن مسلط گشته اید.
اکنون به سراغ تمرین‌ها می‌‌رویم. ممکن است برخی از آنها آشنا یا ساده به نظر برسد، اما انجام آنها باعث می‌‌شود که قدرت تمرکز شما بیشتر شود.
 
منبع:
www.successconsciousness.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:51  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

مطالعه به سبکی دیگر!

اغلب دانش آموزان، دانشجویان و علاقه مندان آموزشی از مربیان و استادان خود بارها پرسش می‌‌کنند که چگونه مطالعه کنیم تا مطالب را بهتر در ذهن سازماندهی کنیم؟ صبح زود مطالعه کنیم یا شب هنگام؟ با صدای بلند مطالعه کنیم یا به آهستگی مطالب را مرور کنیم؟ پیشکسوتان فرهنگی نیز با توجه به تجربیات و روش های علمی شیوه هایی را توصیه می‌‌کنند.
مطلب زیر از کتاب زمینه روانشناسی "هیلگارد" تهیه شده که می‌‌تواند پاسخگوی برخی از پرسش های مربوط به شیوه های مطالعاتی باشد. با هم این مطلب را مرور می‌‌کنیم:
اساس امر مطالعه و خواندن بدون فراموشی، یادگیری و حافظه است. در این جا با تکنیک " PQRST" ( که مخفف آن در زبان لاتین، " Preview " مرور اجمالی، " Question " سوال، " Read " خواندن، "Self-recitation" تلقین و تکرار " Test" آزمون است) آشنا می‌‌شوید.

مرحله P (مرور اجمالی):
در اولین گام مطالعه، مروری اجمالی بر کل مطالب مورد مطالعه کنید تا از موضوعهای اصلی آن تصوری پیدا کنید. این کار را می‌‌توان با خواندن رئوس مطالب و سپس گفتارهای اصلی و تصاویر و عکس های آن انجام داد.
مهمترین جنبه مرحله مرور اجمالی این است که می‌‌توان خلاصه مطالب را در پایان هر فصل به دقت خواند و در مورد هر یک از نکاتی که در این خلاصه آمده است تامل کرد. خواه ناخواه به ذهنتان خطور می‌‌کند که باید پس از خواندن مطالب جواب را پیدا کرده باشید و دستاورد این مرحله، به دست آوردن دید کلی نسبت به عناوین فصل‌ها و نحوه سازماندهی آنهاست.

مرحله Q (پرسش کردن):
عناوین اصلی مطالب را به یک یا چند پرسش تبدیل کنید؛ پرسش هایی که با خواندن آن گفتارها، به پاسخ آنها دست می‌‌یابید. باید از خود بپرسید: " مطالب عمده ای که مولف می‌‌خواهد در این گفتار بیان کند، چیست؟ "

مرحله R (خواندن):
در این مرحله، گفتار مورد نظر را با دقت به معنای آن بخوانید و بکوشید جواب پرسش هایی را که در مرحله Q مطرح کرده بودید بیابید، لذا باید در مورد آنچه که در دست مطالعه دارید تامل کنید و آن را به مطالب دیگری که می‌‌دانید ارتباط دهید. پس می‌‌توان واژه‌ها یا عبارات کلیدی را در متن علامت زد. اصولا می‌‌بایست 10 الی 15 درصد متن را علامت زد زیرا در این مرحله، هدف این است که واژه‌ها یا مطالب اصلی متن مشخص شود تا بعد بتوانید آنها را مرور کنید. تا وقتی تمام گفتار و مطالب کلیدی آن را نخوانده اید یادداشت برندارید این کار کمک می‌‌کند اهمیت نسبی هر نکته را دریابید.

مرحله S (تلقین و تکرار):
پس از به پایان رساندن مطالعه مطالب بکوشید تا نکات عمده آن را به یاد آورید و اطلاعاتی را که در آن مطرح شده است از حفظ بیان کنید، درس پس دادن به خود، روش بسیار موثری برای تثبیت مطالب در حافظه است. مطالب را به زبان خودتان بیان کنید و اطلاعات مطرح شده را از حفظ بگویید. در نبود افراد بهتر است با صدای بلند این کار را انجام دهید اما اگر افراد دیگری هم حضور دارند می‌‌توانید این کار را در ذهنتان انجام دهید. مطلب را با متن مقابله کنید تا مطمئن شوید که آنها را درست و کامل به یاد آورده اید. با تکرار یا از برکردن مطالب، متوجه می‌‌شوید که چه چیزهایی را به خاطر نسپرده اید. این کار به شما کمک می‌‌کند تا اطلاعات را در ذهن خود سازماندهی کنید. پس از آنکه گفتار اولی به پایان رسید می‌‌توانید به گفتار بعدی بپردازید و باز هم مراحل S.R.Q را در مورد آن به کار بندید. همین روش را تا پایان گفتارهای یک فصل اعمال کنید.

مرحله T (آزمون):
پس از پایان مطالعه یک فصل، باید از خودتان امتحان بگیرید و کل مطالب فصل را مرور کنید. بنابراین یادداشت های خود را دوره کنید و ببینید که آیا نکات اصلی را به یاد می‌‌آورید یا نه؟ بکوشید تا دریابید که مطالب مختلف فصلها چه ارتباطی با هم دارند؟ در مرحله T ، ممکن است برای یافتن مطالب و نکات کلیدی به کل فصل مراجعه کنید و در این مرحله باید خلاصه فصل‌ها را بخوانید، همچنین به هر مدخلی جزئیات بیشتری بیفزائید. مرحله T را نباید به شب امتحان موکول کرد، بهترین زمان برای اولین مرور هر فصل، بلافاصله پس از خواندن آن است.
پژوهشهای انجام شده نشان می‌‌دهد که روش (PQRST) بسیار مفید بوده است، به گونه ای که بر روخوانی ساده مطالب فصل، از ابتدا تا انتها ارجحیت دارد، مرحله تلقین و تکرار در این روش بسیار مهم است. به جای چند بار خواندن مطالب بخش عمده زمان مطالعه را برای حفظ کردن فعالانه مطالب صرف کنید.
بر اساس پژوهشهای انجام شده، خواندن دقیق خلاصه مطالب هر فصل، پیش از خواندن آن، بهره وری مطالعه را بسیار بیشتر می‌‌کند. خواندن خلاصه هر فصل سبب می‌‌شود که کل مطالب آن در ذهن سازماندهی شود. حتی اگر نخواهید از تمام مراحل روش (PQRST) پیروی کنید خوب است به اهمیت تلقین و تکرار و خواندن خلاصه مطلب فصل برای ورود به مطلب توجه خاصی مبذول کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:39  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

شهريه ثبت‌نام مراكز آموزش از راه دور در سال تحصيلي جديد اعلام شد

از: خبرگزاري دانشجويان ايران، 

رييس مراكز آموزش از راه دور آموزش و پرورش با اعلام شهريه ثبت‌نام اين مراكز در سال تحصيلي جديد اعلام كرد: ثبت‌نام مراكز مجري آموزش از راه دور از روز گذشته آغاز شده و داوطلبان مي‌توانند تا يك ماه قبل از برگزاري امتحان براي ثبت‌نام به سازمانهاي استاني يا ادارات آموزش و پرورش مناطق و نواحي و يا آموزش از راه دور مراجعه كنند.

دكتر الحسيني در گفت‌وگو با خبرنگار «آموزش و پرورش» ايسنا با اشاره به اين كه ورودي به مراكز آموزش از راه دور براي سال تحصيلي 85 ــ 86، 240 هزار نفر در مقاطع راهنمايي و متوسطه پيش‌بيني شده است، اظهار كرد: متناسب با ظرفيت جديد پذيرش تعداد مركز آموزش از راه دور نيز از 600 به 860 در سال جاري افزايش يافته و به اين ترتيب دسترسي مخاطبان به نزديكترين مركز بيشتر فراهم مي‌شود.

وي با اشاره به اين كه تحصيل در مراكز آموزش از راه دور براي واجب‌التعليمان كاملا رايگان است، ادامه داد: براي بزرگسالان مراجعه كننده به مراكز مبالغي كمتر از دانش‌آموزان بزرگسال نظام رايج دريافت مي‌شود كه بر اساس منطقه و تعداد واحدها از 70 هزار تا 120 هزار تومان در سال جاري تعيين شده و نسبت به سال گذشته افزايشي نداشته است.

الحسيني با اشاره به اين كه آموزش از راه دور بايد طي برنامه‌اي 5 ساله به 2 ميليون و 700 هزار دانش‌آموز بازمانده از تحصيل بپردازد، به خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: كيفي‌سازي آموزشهاي از راه دور جداي از افزايش كمي دغدغه‌ اصلي است. به اين ترتيب در تدوين كتابهاي خودآموز به دنبال افزايش حجم و متون كتب درسي و توليد نرم‌افزارهاي كامپيوتري و ديداري شنيداري هستيم.

وي با بيان اين كه در سال اول آموزش از راه دور تنها 10 عنوان كتاب خودآموز وجود داشت، گفت: در سال تحصيلي جاري كتابهاي خودآموز از 32 عنوان به 56 عنوان افزايش يافته و CDهاي آموزشي نيز با 51 عنوان افزايش به 100 عنوان مي‌رسد.

رييس مراكز آموزش از راه دور آموزش و پرورش با بيان اين كه نتايج امتحانات 120 هزار داوطلب سال گذشته هنوز جمع‌بندي نشده، ضمن اظهار اميدواري در خصوص اعلام نتايج تا ابتداي مهرماه سال جاري خاطر نشان كرد: مقايسه دانش‌آموزان رايج و از راه دور در چند امتحان هماهنگ 6 استان كشور نشان داد كه نرخ گذر در آموزش از راه دور به علت وجود فراگيران با انگيزه و تحصيلگر بر اساس نياز خود، به طور معناداري بالاتر از نظام رايج است.

وي گفت: بر اساس اين تحقيق ميانگين نمرات فراگيران پايين‌تر از سطح ميانگين نمرات نظام رايج بوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 15:34  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

« اصول كلي مديريت كلاس » مقدمه : از زماني كه تعليم و تربيت به وجود آمده است معلمان به رفتار دانش آموزان توجه داشته‎اند حتي سقراط شكايت داشت كه دانشجويان او « عاشق تجمل اند رفتارهاي بدي دارند و به اولياء خود بي احترامي مي كنند ، به بزرگترها احترام نمي گذارند و دوست دارند به جاي تمرين وراجي كنند ! » با وجود اين توانايي برخورد با رفتار دانش آموزان بخش حياتي از تدريس موفقيت آميز است . تدريس موفقيت آميز به توانايي هدايت رفتار دانش آموزان در كلاس نياز دارد تا به ايجاد بهترين فضاي ممكن براي يادگيري بينجامد . مهمترين عامل براي هدايت رفتار دانش آموز نحوه‎ي برخورد معلمان است كه ممكن است به افزايش ميزان وقت صرف شده توسط دانش آموز براي فعاليتهاي يادگيري سود بخش منتهي شود . « كاربرد در تدريس » در چند سال اخير اصطلاح مديريت كلاس عمدتاً به نوعي روش رفتاري براي هدايت رفتار كلاس اشاره داشته است به طور كلي هشت اصل در زمينه ي مديريت كار آمــد كلاس مورد تــــوجه قــــرار مي گيرد : 1 – امكان فعاليتهاي يادگيري معنادار را فراهم سازيد : رمز پيشگيري از بروز مشكلات ، داشتن فعاليتهاي با معنا و چالشگر در كلاس است وقتي دانش آموزان به كار خويش علاقمند باشند بي نظمي در كلاس كمتر مي شود وقتي اطلاعات درسي براي دانش آموزان با معنا باشد يادگيري تقويت مي شود يك عامل مهم اطلاعات شما از دانش آموزان علايق ، روش فكري و آمادگي ايشان براي وظايف جديد يادگيري است . 2 – كلاس را به محيط حمايت كننده تبديل كنيد : كلاس بايد محيطي باشد كه در آن به نيازهاي زيستي ، ايمني ، تعلق و احترام به نفس در حد اعلاي ممكن پاسخ داده شود . معلم مي تواند امنيت دانش آموز را در كلاس تضمين كند و احساس وي را به گروه پرورش دهد . احترا م به نفس تا حد زيادي به نحوه‎ي برخورد معلم با دانش آموز بستگي دارد . پذيرش هر دانش آموز همچون فردي بي نظير و تحسين صادقانه‎ي او در برابر تلاشهاي خوبي كه انجام مي دهد در كسب احترام به نفس او نقش تسهيل كننده را دارد . 3 – براي يادگيري موفقيت آميز فرصتهاي لازم را فراهم كنيد : همه ي دانش آموزان بايد امكان تجربه‎ي موفق را در كلاس داشته باشند اين تجربه ممكن است از سهيم شدن در انجام دادن كارها تا پيشرفت در دروس مختلف تغيير كند .معناي موفقيت فقط پيروزي در رقابت با ديگران نيست پيشرفت فرد در انجام دادن كار خود منبع مهم كسب موفقيت براي اوست . معلمان موفق فعاليتهايي را برنامه ريزي مي‎كنند كه احتمال موفقيت در آنها زياد باشد . معمولاً تكاليف خيلي ساده خسته كننده و غير جذابند و وظايف خيلي دشوار موجب شكست مي شوند . انتخاب صحيح فعاليتهاي يادگيري براي دانش آموزان بخش حياتي و حساس مديريت موفقيت آميز كلاس است . اگر شكست زياد تكرار شود يا كسب موفقيت بسيار آسان باشد دانش آموزان از فعاليتهاي يادگيري دلسرد مي شوند و در صدد انجام فعاليتهاي ديگري مانند حرف زدن با يكديگر يا انجام حركات ناشايست و بي نظمي در كلاس بر مي آيند . 4 – به دانش آموزان كمك كنيد كه هدفهاي مربوط به اصلاح خود را تعريف كنند : هدفهايي كه دانش آموزان براي خود انتخاب مي كنند در رفتار موفقيت آميز آنان تأثير دارد . احتمال بروز رفتارهاي سازنده‎ي دانش آموزان را كه مي خواهند اهداف مربوط به اصلاح خود را دنبال كنند بسيار بيشتر از كساني است كه فقط در پي اهداف عملي كلاس هستند . 5 – در باره‎ي نتايج كارها اطلاعات لازم را در اختيار دانش آموزان بگذاريد : پسخوراند معلمان درباره‎ي تلاشهاي دانش آموزان با موفقيت ايشان رابطه‎ي نزديك دارد . پسخوراند- اطلاع از نتايج – در ايجاد انگيزه در دانش آموز براي استمرار يادگيري و تشخيص ميزان يادگيري خود نقش مهمي دارد . پسخوراند مناسب موجب انگيزش دانش آموز براي شركت در فعاليتهاي يادگيري مي شود و احتمال بروز بد رفتاري را كاهش مي دهد . 6 – دانش آموزان را در تصميم گيري شركت دهيد : دانش آموزان نياز دارند كه احساس كنند در مورد كارهايي كه انجام مي دهند مختارند . اگر مديريت كلاس ضعيف باشد دانش آموزان احساس مي كنند كه بر يادگيري خود اختيار ندارند . در اين صورت آنها تنها آنچه را كه معلم مي خواهد انجام مي دهند و انگيزه‎ي ايشان براي ارائه كار تا حد زيادي كاهش مي يابد . مشاركت دانش آموزان در تصميم گيري‎هاي كلاس مانند شركت درباره‎ي موضوع ، زمان و نحوه‎ي يادگيري موجب مي شود كه احساس كنند برموضوع مسلط اند . اگر دانش آموزان اعتقاد داشته باشند كه در فعاليتهاي كلاس و تصميمات آن نقش مهمي دارند انگيزه‎ي ايشان افزايش و امكان بدرفتاري ايشان كاهش مي‎يابد . 7 – براي روزهاي « بد » برنامه‎ريزي كنيد : گاهي تدريس موفق‎ترين معلم نيز با وجود برنامه‎ريزي دقيق كارآيي ندارد رويدادها ( مثلاً مشكلات و بيماريها و … ) بعضاً مانع اجراي برنامه مناسب مي شود در چنين روزهايي كه بهترين برنامه‎هاي درسي نيز در عمل با توفيق همراه نيست و يا زماني كه آمادگي در حد كافي وجود ندارد معلمان بايد از پيش برنامه‎هايي براي فعاليتهاي اضطراري در اختيار داشته باشند اين فعاليتها بايد چنان كلي باشد كه تقريباً به درد همه‎ي روزهاي سال بخورد و چنان با معنا باشد كه دانش آموزان را كاملاً مشغول كند . 8 – رفتارهاي مناسب را تقويت كنيد : اساساً همه‎ي برنامه هاي موفقيت آميز مديريت كلاس بر تقويت رفتارهاي مناسب و نه تنبيه رفتارهاي نادرست استوار است . رفتارهاي مناسب كه به سريعترين و لذت بخش ترين يادگيري در كلاس مي انجامد ، با رفتارهاي نامناسب كه با يادگيري تداخل مي كند در رقابت است . دانش آموزان نمي توانند هم مسئله رياضي حل كنند و هم در عين حال با هم صحبت كنند اين رفتارها با يكديگر در رقابت است و در يك زمان تنها مي توان يكي از آنها را انجام داد . وقتي كه رفتار معمول رفتار مناسب است رفتار نامناسب به ندرت اتفاق مي افتد اين اساس روش پيشگيري از بروز مشكل است . ويليام گلاسر ( 1986 – 1969 ) الگوي معرفي را براي پيشگيري از بروز مشكلات رفتاري در كلاس طراحي كرده است . گلاسر استدلال كرده است كه بدرفتاري با ناكامي در استفاده از تجارب مدرسه همبستگي دارد . او استدلال مي كند كه شكست به واكنشهاي احساسي مي انجامد و احتمال بروز رفتار معقول دانش آموز و يادگيري او از پيامدهاي رفتاريش را كاهش مي دهد در برابر ، موفقيت موجب تشويق رفتار معقول و يادگيري از پيامدهاي رفتار مي شود . گلاسر به منظور آنكه از طريق افزايش موفقيت و كاهش شكست دانش آموز از بروز مشكلات رفتاري وي جلوگيري مي كند ، دستورالعمل‎هاي زير را پيشنهاد مي كند : 1. دوستانه برخورد كنيد : از ضميرهاي شخصي استفاده كنيد و اهميتي را كه براي دانش آموزان قائليد به زبان آوريد . 2. فقط به رفتارهاي فعلي اشاره كنيد : در واقع سئوال كنيد كه هم اكنون چه مي كنيد از اينكه دانش آموزان را با رفتارهاي گذشته ايشان بسنجيد پرهيز كنيد . 3. بر داوري ارزشي خود دانش آموزان تأكيد كنيد : سئوال كنيد كه آيا آنچه را ايشان انجام مي دهند بر ايشان مفيد است يا نه ؟ 4. همراه با دانش آموزان بر رفتارهاي جايگزين برنامه‎ريزي كنيد : دانش آموزان را در تصميم‎گيري هاي كلاسي مشاركت دهيد . 5. در قبال برنامه ها متعهد باشيد : تعهد خويش را با نظارت بر پيشرفت و عرضه‎ي تقويت مثبت در صورت رسيدن به هدفهاي برنامه ، نشان دهيد . 6. بهانه ها را نپذيريد : در مورد عذرها و بهانه هاي دانش آموز به بحث نپردازيد . 7. تنبيه نكنيد : تنبيه مسئوليت را از دوش دانش آموز بر مي دارد و آن را بر عهده‎ي معلم مي‎گذارد. « و من ا ... التوفيق » منابع: جمهوريت افلاطون روانشناسي تربيتي « جان - اي گلاور »
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 12:55  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

تلويزيون وتاثيرات آن بر مخاطبين مقدمه تلويزيون يكي از وسايل ارتباط جمعي است كه امروزه در همه خانه ها، در انواع مختلف و با طرحهاي متنوع مشاهده مي شود، جاي آن هميشه در بهترين جاي خانه است و از قديم نام "جعبه جادويي" را به آن داده اند. در هنگام شب اعضاي خانواده اعم از پير و جوان در سكون و سكوت، به پاي اين رسانه مي نشينند و به هم پيوند مي خورند و در آن به دنبال نداشته هاي خود مي گردند و از اين كه به يك دنياي خيالي پناه برده اند، لذت مي برند. «ويلبر شرام» كه در اصل يك جامعه شناس ارتباطات است، جاذبه تلويزيون را به دو دليل مي داند: 1) لذت منفي سرگرم شدن و در جهاني تخيلي زيستن و به طور غير مستقيم در ماجراي هيجان آور سهيم شدن. 2) فراموش كردن مشكلات زندگي واقعي. تلوزيون امروزه جهان را تسخير كرده است همه افراد از هر قشري، اين پديده ساخت دست بشر را با دقت مي نگرند به بيان ديگر انسان در برابر تلويزيون است: انسان سفيد، سياه، دانشمند، بي سواد، فقير، ثروتمند. كلمه تلويزيون معاني مختلفي را در ذهن ها بوجود مي آورد. عده اي تلويزيون را يك سري گفتارهايي مي دانند كه بر روي نوار ويدئو ضبط شده و از طريق استفاده از تلويزيون مدار بسته در كلاس هاي درسي مورد استفاده قرار مي گيرد. عده اي ديگر آن را وسيله اي براي مشاهده برنامه هاي تلويزيوني در مراكز آموزش مي دانند. بعضي آن را يك رسانه آموزشي براي برقراري يك ارتباط خلاق و عده اي ديگر آن را يك وسيله نمايش دهنده برنامه هاي تفريحي و خبري مي دانند. با استفاده از تلويزيون مي توان از اخبار و وقايع روز مطلع شد. امروزه تلويزيون به عنوان يكي از اركان اساسي در خانواده مطرح است و خانواده ها بيشتر وقتشان را در كنار اين رسانه مي گذرانند. بيراهه نگفته ايم اگر بگوييم كه كودكان ما با توجه به شرايط زندگي امروزي توسط تلويزيون تربيت مي شوند و نقش عوامل تربيتي همچون والدين در خانواده با حضور اين "جعبه جادويي" كم رنگ تر شده است؛ پس بايد چاره اي انديشيد. تلويزيون بصورت تدريجي مي تواند اثرات خود را بر روي بينندگان باقي گذارد. كودكان و نوجوانان هر كدام با توجه به ويژگي هايي كه دارند بطور متفاوت از اين رسانه تأثير مي پذيرند. در اكثر جوامع، بيشتر مخاطبين تلويزيوني را قشر كودكان و نوجوانان تشكيل مي دهند و علت اين امر شايد اين باشد كه سرگرمي هاي ديگر به اين راحتي در دسترس آنها قرار نداشته است. "هيمل ويت " درباره علت جذابيت تلويزيون براي اين عده معتقد است كه اين رسانه به آنها اين فرصت را مي دهد كه به ماوراء محدوديت هاي زندگي خود نفوذ كنند و آگاهي هاي جديدي بدست آورند. موضوع بسياري از برنامه هاي تلويزيون (مورد علاقه كودكان و نوجوانان) را داستان هايي تشكيل مي دهد كه باعث ارضاء تمايلات غير واقعي آنها مي شود. امروزه براي والدين اين مسأله عيني گشته است كه فرزندان آنها جز ئيات بسياري در مورد آداب و طرز رفتار در اجتماع را از طريق تلويزيون به آساني فرا مي گيرند. بسياري از كودكان و نوجوانان و حتي بزرگسالان تلويزيون را وسيله اي براي ديدار و دور هم جمع شدن قرار مي دهند و به عنوان مثال پخش يك مسابقه فوتبال جام جهاني كه دوستان و يا همسايگان را گرد هم مي آورد شايد يكي از محاسن تلويزيون باشد كه موجب جمع شدن افراد خانواده به دور يكديگر مي شود كه البته قابل تأمل است كه خانواده ها چه زماني را براي ديدن تلويزيون اختصاص خواهند داد كودك و تلويزيون: بسياري از والدين به جهت اين كه وقت كافي براي بازي و كندوكاو با كودكان را ندارند از تلويزيون به عنوان پرستار كودك بهره مي گيرند. پژوهش ها نشان داده اند كه تلويزيون بر روي افراد، خواه ناخواه تاثير گذار است؛ به عنوان مثال كودكاني كه شاهد ارتباط خشن يا بر عكس محترمانه افراد، در تلويزيون مي باشند دقيقآ همان را خواهند آموخت. هميل ويت سه اصل را در مورد كودكان و تلويزيون بيان مي كند: 1- هنگامي كه تلويزيون وارد محيط خانواده مي شود و مورد استقبال قرار مي گيرد، جانشين آن دسته از فعاليت هاي مشابهي مي گردد كه يك نوع احتياج و خواسته را ارضاء مي كنند. در مقابل، فعاليت هاي غير مشابه تحت تاثير تلويزيون قرار نمي گيرند و كماكان اوقات فراغت طفل را به خود اختصاص مي دهد به عنوان مثال با آمدن تلويزيون و نشان دادن فيلم در آن كودكان كمتر به سينما مي روند. 2- باآمدن تلويزيون، نقش و وظيفه پاره اي از فعاليت ها (به عنوان مثال گوش كردن به راديو ) عوض مي شود يعني افراد خانواده كمتر به راديو رجوع مي كنند. 3- در حالي كه فعاليت هاي منظم و متشكل طفل در محيط خانواده تحت تاثير ورود تلويزيون قرار نمي گيرد، بر عكس فعاليت هاي غير منظم و پراكنده بدون ترديد جاي خود را به تلويزيون مي دهد. كودكان به اين علت تلويزيون را دوست دارند که تلويزيون آنها را تنبيه نمي كند، برايشان لذت و هيجان به همراه دارد، آدم ها و مكان هاي تازه اي را در معرض ديد آنها قرار مي دهد و به نوعي در خانواده نقش همبازي آنها را در تنهايي ايفا مي كند. تلويزيون در خانواده باعث مي شود كه كودكان ديرتر بخوابند. بچه ها در دوران كودكي اوقات بسياري را با اين وسيله تفريحي (البته از ديد آنها) مي گذرانند و شيفته آن مي باشند. «ويلبر شرام» يكي از نظريه پردازان ارتباطات مي نويسد: بسياري از مادران، تلويزيون را به خاطر كمكي كه به آنها مي كند ستايش مي كنند (منظور، نگهداري فرزندان در خانه و جلوي دست و پا نبودن بچه ها براي اين كه مادرها كارهايشان را به راحتي انجام دهند، مي باشد. تلويزيون گاهي اوقات باعث ايجاد و شكاف بين والدين و كودك مي شود. نمونه آن را در تاثيرات آگهي هاي بازرگاني مي بينيم. اين آگهي ها نيازهاي كاذبي را در كودكان بوجود مي آورند و كودك فقط آن چه را كه مي بيند و مي شنود، مي خواهد و والدين هم به ناچار در برابر اين خواسته ها سر تسليم فرود مي آورند …. گاهي اوقات تلويزيون باعث سر خوردگي كودكان فقير مي شود چرا كه در آن كودك شاهد يك نوع رفاه نسبي است، اشياء لوكس با رنگ و لعابي جذاب. دكتر جان كندي مي گويد: كودكان گاه از طريق تلويزيون گونه اي از زندگي را مي بينند كه خود استطاعت آن نوع زيستن را ندارند اين امر در كودك سبب سرخوردگي اجتماعي مي شود. هيمل ويت علت علاقه بچه ها را به تلويزيون اين مي داند كه آنها بدين وسيله مي توانند حقيقت را كشف كنند و به ماجراهاي پشت پرده زندگي كودكانه خود نفوذ كنند و دنيا و مردم را بهتر بشناسند تلويزيون بدون شك يك وسيله سرگرمي است؛ اما به جز اين تلويزيون مي تواند محركي براي آموزش و فراگيري بيشتر باشد و همچنين افق ديده ها را در زندگي وسيع کند. تلويزيون مي تواند محيط زندگي را به صورتي كه جريان دارد عوض كند و در نتيجه به فرد قدرت انطباق و سازگاري ببخشد. والدين بايد تا حد امكان سعي كنند تلويزيون جانشين هيچ يك از فعاليت هاي فردي و مخصوصآ اجتماعي كودكان نشود و تنها در حد وسيله اي آموزنده و سر گرم كننده با ويژگي هاي خود مورد استفاده قرار گيرد. تلويزيون نبايد بر فعاليت هاي اجتماعي كودكان خللي وارد سازد، بلكه لازم است كه كودكان به ديگر نيازهاي جسمي و روحي خود توجه كنند و بايد به كودكان ياد بدهيم كه برنامه ها را با هدفي مشخص انتخاب كنند و بينند. به طوري كه به ديگر برنامه هاي خود نيز برسند (ورزش ،مطالعه و…) به بيان ديگر تلويزيون را با خود انطباق دهند نه اين كه خود را با تلويزيون منطبق كنند. والدين هم با آگاهي از تاثيرگذاري تلويزيون در روند رشد و تكامل شخصيت كودكان مي بايست از اين وسيله در جهت آموزش صحيح كودك خود بهره مند شوند. يعني تلويزيون و كودك را به حال خود وانگذارند و با اطلاع از كم و كيف برنامه ها خوراك فكري و روحي قابل قبولي را براي فرزندان خود مهيا سازند و كودكان را از ديدن برنامه هاي كه آكنده از خشونت، ديگر آزاري و مسايلي كه دنياي كودكان را آلوده مي كند، باز دارند و در عوض آنها را براي ديدن مدل ها و الگوهاي سالمي كه در برنامه هاي تلويزيون است، تشويق و ترغيب كنند و در ضمن ديدن برنامه هاي تلويزيون كودك را با دنياي واقعي نيز آشنا سازد، (ترغيب به معاشرت با دوستان و بازي با آنها و …) تلويزيون تنها وسيله اي است كه كودك براي گريز از مشكلات خود به آن پناه مي برد. بي شك كودكان، بسياري از آداب و رسومي را كه در تلويزيون مي بينند تقليد مي كنند و حتي طرز فكر و اعتقادات اطفال مي تواند تحت تأثير آنچه در برنامه هاي تلويزيون مي بينند، شكل پيدا كند. به عنوان مثال كودكي كه به فلان برنامه علاقه دارد سعي مي كند رفتار و گفتار و كردار خود را نزديك به قهر مان اصلي برنامه بسازد. «طفل چون زميني است كه اگر مستعد نباشد تخم بزهكاري در او اثري نخواهد داشت.» تلويزيون كاهشي در فعاليت هاي ذهني كودك ايجاد نمي كند و فقط وقت آزاد او را مصرف مي كند نه وقت مطالعه اش را. تنها عاملي كه در تلويزيون ممكن است نا مساعد باشد مربوط به تكاليف درسي كودكان مي باشد يعني هنگامي كه برنامه اي جالب از تلويزيون پخش مي شود مشكل است كه كودك حواسش را جلب تكاليفش نمي آيد. در اين جاست كه والدين بايد بتوانند اقتدار خود را نشان دهند و در اين جاست كه مي توان گفت: يا تلويزيون خود را منطبق با خانواده كند يا خانواده خود را با تلويزيون منطبق سازد. شرام مي گويد: تلويزيون دست يافتني ترين دريچه به دنياي افراد بالغ است. بعضي از محققان معتقدند كه كودك با ديدن تلويزيون زودتر از موعد، قدم به دنياي بزرگترها مي گذارد و اين امر اضطراب ايجاد مي كند و احساس نا امني و اغتشاشات روحي ديگري را در كودك ايجاد مي كند؛ زيرا تلويزيون خيلي زود پرده از پيچيدگي شرايط خانوادگي، اجتماعي و انساني بر مي دارد. تاثير حقيقي تلويزيون در تقويت تمايلات و گرايش هايي است كه قبلا در كودك وجود داشته است به شرطي كه اين اطلاعات به دست آمده از تلويزيون با اطلاعات به دست آمده از طريق محيط اطرافش تفاوتي نداشته باشد. «فريدمن» و «اتوبيليك» معتقدند تلويزيون در اطفالي كه جنبه تهاجمي دارند و يا از احساس حقارت رنج مي برند جبران كننده و تخليه كننده آن حال و احساس است. تاثيرتلويزيون بر كتاب با ورود تلويزيون نقش ديگر رسانه ها تا حدودي كم رنگ شد و كتاب هم از اين قاعده مستثني نيست. ديگر نياز نيست براي خواندن يك رمان 1000 صفحه اي يك هفته يا بيشتر وقت بگذاريد، فيلم آن را در كمتر از 2 ساعت ببيند و از ديدن آن لذت ببريد. حال ببينيم تلويزيون چه بلايي بر سر كتاب - آن يار مهربان- آورده است. تلويزيون فرصت مطالعه را كاهش مي دهد و گهگاهي آن را به كلي حذف مي كند و وقت آزادي را كه مي توان با استفاده از آن، كتاب خواند را كاهش مي دهد ولي با همه اين توصيفات كتاب ظرفيت هاي خاص خود را همچنان حفظ كرده است. تلويزيون كنجكاوي انسان را بر مي انگيزد و ميل به دانستن را در افراد بيدار مي كند. برنامه هاي تلويزيون با توجه به محدوديت زماني كه دارند بيشتر به كليات مسايل مي پردازند، به همين علت جزييات را بايد در كتاب مطالعه كرد. پس در اين جا تلويزيون نقش مثبتي را براي كتاب خواني ايفا مي كند. البته بايد كتاب ها به راحتي در دسترس افراد قرار گيرد و به بيان ديگر مي توان گفت: « تلويزيون ميل به خواندن را بر مي انگيزد اما بعد از اين بايد كتاب باشد كه خوانده شود. تلويزيون و كتاب اگر عاقلانه به کار گرفته شوند مكمل يكديگر خواهند بود، هرچند كه كتاب داراي مزيت هايي بر تلويزيون مي باشد؛ مانند اين كه تهيه آن ارزان تر و مقرون به صرفه است مطالب كتاب هميشه در دسترس است و آن را مي توان وسيله اي براي تفكر فردي در نظر گرفت. كتاب به خواننده آزادي بيشتري براي درك مفاهيم مي دهد و البته بايد شوق و انگيزه مطالعه در نوجوانان به وسيله والدين و مؤسسات آموزشي فراهم شود و همچنين اگر تلويزيون نمايش دهنده فيلم ها و برنامه هايي از روي آثار شناخته شده و معروف باشد و اگر والدين و مربيان از فرصت حاصله بهره برداري كنند، تلويزيون به صورت عامل و محركي براي مطالعه و خواندن در مي آيد و تبديل به وسيله با ارزشي براي كمك به درك مفاهيم مي شود. والدين مي توانند با آگاهي از فيلم و بر نامه هايي كه تلويزيون نمايش مي دهد در صورتي كه كتاب آن برنامه يا فيلم در دسترس باشد فرزندان خود را تشويق به خواندن آن اثر كنند و نمايش برنامه هاي تلويزيوني را به عنوان محرك و انگيزه اي براي مطالعه كودكان خود قرار دهند. البته شايان ذكر است كه اثر بر نامه هاي تلويزيون بيشتر از مطالب كتاب است چون در برنامه هاي تلويزيون از حواس بيشتري (بينايي و شنوايي) استفاده مي شود كه اين مزيت اصلي تلويزيون بر كتاب است. تلويزيون و آموزش مسلما هر كسي كه بيننده برنامه هاي تلويزيوني است براي خود هدفي را دنبال مي كند كه يكي از مهمترين اين هدف ها درس گرفتن از آن برنامه و به اصطلاح يادگيري مي باشد. يكي از كاربردهاي تلويزيون در آموزش مي باشد. يك معلم خوب از طريق تلويزيون مي تواند به نحو موثر و مطلوب تدريس كند و به همين خاطر امروزه مبحث تلويزيون آموزشي مطرح شده است كه موضوعي قابل تامل است و مزايا و معايب خاص خود را داراست كه در ذيل به آن اشاره مي شود: استفاده از تلويريون در آمورش محدوديت هايي را ايجاد مي كند مانند اينكه به تفاوتهاي فردي توجهي نمي شود، ارتباط تلويريوني ارتباطي يك جانبه است و كسي كه بيننده برنامه تلويريوني است نمي تواند دخل و تصرفي در جريان آموزش كند. به دليل محدوديت زماني محتواي برنامه ها اكثراً فشرده و ناقص نحويل داده مي شوند. در صورت استفاده زياد از تلويزيون در آموزش از نقش فعال معلمان در فرآيند تدريس و يادگيري كاسته مي شود. با همه اين توصيفات، امروزه تلويريون آموزشي در كنار بقيه رسانه هاي آموزشي داراي جايگاه ويژه اي است. تلويريون آموزشي مي تواند فقدان معلم خوب و متخصص مثلاً در زمينه آموزش زبان خارجي براي دوره ابتدايي را جبران كند و به آموزش نوجوانان در محيط خانواده و در نقاط دور و پراكنده كشور كمك موثر و قابل ملاحظه اي كند. «بندورا» يكي از نظريه پردازان روان شناسي يادگيري معتقد است كه رسانه ها از جمله تلويزيون بسيار آموزنده هستند؛ اما مي توانند بسيار مخرب نيز باشند. بزرگترين تاثير مخرب رسانه ها به ويژه سينما و تلويزيون ايجاد پرخاشگري است بندورا درباره خشونت در برنامه تلويزيون به گونه زير نتيجه گيري كرده است: نتيجه تحليل برنامه هاي تلويزيون نشان مي دهد كه اعمال خشونت آميز غالباً به صورت اعمالي مجاز، موفق و نسبتا مقبول جلوه داده مي شوند … توجيه خشونت در برنامه هاي نمايشي بيشتر بر راه حل هاي خشونت آميز صحه مي گذارد تا بر راه حل هاي جانشين خشونت. تنها نشان داده مي شود كه نه تنها خشونت پاداش دريافت مي كند بلكه به ابر قهرمان نسبت داده مي شود كه به سرعت و سهولت رقباي خود را از ميان برمي دارد، گويي كشتن بني آدم هيچ اهميت ندارد. آنچه كه دانش آموزان در منزل از تلويزيون مي بينند به طرز قابل توجهي روي رفتار و قضاوت ارزشي آنها تاثير مي گذارد. تعدادي از معلمان مشاهده تلويزيون در منزل را رقيب نوشتن تكليف و خواندن دروس مي دانند. بعضي از آنها مشاهده تلويزيون را غير قابل اجتناب دانسته و به دنبال يا فتن راه هايي جهت استفاده از قدرت آن براي رسيدن به اهداف آموزشي مي باشند. اغلب موضوعات و عناويني كه در كلاس مطالعه مي شوند ممكن است با برنامه هاي تلويزيون ارتباط داشته باشند، از آنجايي كه تلويزيون از منابع اصلي كسب آگاهي و دانش فراگيران از مسايل عمومي است، مي توان پروژه هاي كلامي را بر اساس همين برنامه استوار نمود؛ براي مثال فراگيران به عنوان پروژه روي دو شبكه تلويزيون را مقايسته و نقد و بررسي كنند. براي اين كه از تماشاي تلويزيون حداكثر بهره آموزشي برده شود، تماشا بايد با برنامه باشد و فراگيران از قبل كمي آمادگي داشته باشند. اگر معلم هستيد و با استفاده از تلويزيون در آموزش موافقيد به اصول زير توجه كنيد: 1- يك تماشاگر غربال كننده باشيد. معلم مي تواند از برنامه هاي تلويزيون موجود برنامه خوب را انتخاب نمايد سپس فراگيران را از وجود آنها آگاه ساخته و آنها را تشويق به مشاهده كند. در اين راه بايد علاقه هاي طبيعي فراگيران را مد نظر داشت. به هر حال معلم بايد برنامه هايي را پيدا و معرفي كند كه براي فراگيران جديد و جالب بوده و داراي ارزش آموزشي باشد. 2- از برنامه هاي تلويزيوني منطقه اي و ملي آگاه باشيد. معلم مي تواند ليست برنامه شبكه ها را تهيه نمايد. بعضي از ايستگاه هاي تلويزيوني نيز اطلاعاتي در مورد ارزش آموزشي برنامه ها ارائه مي كنند. 3- مواد و موضوعات موجود كه از تماشاي تلويزيون جهت افزايش مهارت هاي تماشاي نقادانه دانش آموزان استفاده كرده اند را به دست آوريد اين برنامه ها و مواد مكتوب توسط مؤسسات آموزشي تهيه مي شود. 4- هنگام محول كردن برنامه اي جهت تماشا در منزل مواظب باشيد. وقتي كه برنامه يا موضوعي را جهت مشاهده در منزل به فراگيران پيشنهاد مي كنيد نتايج آن به شرايط زيادي از قبيل نگرش والدين، برنامه زمان بندي و ... به بخش ارزش هاي خانوادگي متفاوت و… بستگي دارد. 5- از دست اندر كاران برنامه هاي تلويزيوني جهت مصاحبه و سخنراني در مدرسه دعوت كنيد. آنها مي توانند در مورد برنامه ها، هدف توليد آنها و ارزش آموزشي آنها براي فراگيران صحبت نمايند. 6- فراگيران را در فعاليت هاي مربوط به تماشاي تلويزيون درگير كنيد. مي توان از فراگيران خواست تا برنامه را نقد و برسي كنند بر آيندهاي آموزشي درك شده را بنويسند يا حتي برنامه هاي آموزشي را تدوين كنند. يادگيري با استفاده از تلويزيون در مدرسه همانند برنامه هاي آموزشي ديگر، موفقيت تدريس با تلويزيون تحت تاثير مهارت و آمادگي پيشرفته معلم و كلاس مي باشد. اين جزو مهارت هاي معلم است که برنامه اتخاذ كند تا نيازهاي خاص آموزشي شاگردان خود را مرتفع سازد. مهارت هاي مورد نياز براي استفاده مؤثر از تلويزيون در تدريس و آموزش كلاس عبارتند از: 1- از اهداف رفتاري و موضوعي برنامه آگاه بوده و ميزان مناسبت برنامه براي كلاس را تعيين كنيد. 2- برنامه زماني جهت اجراي برنامه يا مجموعه اي از برنامه ها تعيين كرده و چگونگي تنظيم درس با برنامه كلاس را طراحي كنيد. 3- در صورت امكان از قبل برنامه را مرور كنيد. 4- چگونگي معرفي برنامه درسي تلويزيوني و فعاليت هاي پي گيري لازم بعد از تماشاي درس را طراحي كنيد. 5- فراگيران را براي مرور و بازنگري برنامه آماده سازيد. آنها را از آنچه كه بايد ببينند آگاه سازيد و فراگيران را در درك و فهم موضوع تحت مطالعه، ياري كنيد. پيگيري برنامه بعد از تماشاي برنامه تلويزيوني براي دستيابي به ميزان يادگيري دانش آموزان مي توانيد اين اقدامات را انجام دهيد: 1- سؤالات فراگيران را به بحث گذاشته و پاسخ دهيد. در صورت مناسب بودن از فراگيران بخواهيد كه نقاط قوت و ضعف برنامه را تجزيه و تحليل كنند. 2- ميزان همياري برنامه با دانش و آگاهي، درك و فهم يا نگرش فراگيران را تعيين كنيد. 3- به فراگيران كمك كنيد تا آنچه را ياد گرفته اند تقويت نمايند. 4- ارزيابي نهايي را با كمك دانش آموزان انجام دهيد. يادگيري از طريق تلويزيون زماني عميق و مؤثر و پايدار خوهد بود كه مثلاً اگر تلويزيون را به عنوان وسيله اي براي آموزش در كلاس درس به كار مي بريم قبلا معلم در مورد آن برنامه تلويزيوني مفصل صحبت كرده باشد و دانش آموزان و فراگيران يك پيش زمينه قبلي از آن برنامه داشته باشند و بعد از نمايش آن برنامه تلويزيوني درباره نكات و مسايل مندرج در برنامه بحث و تبادل نظر صورت گيرد. پژوهش ها نشان داده است كه در تدريس علوم پايه نظير فيزيك و شيمي تدريس از طريق تلويزيون بر تدريس حضوري در جمعيت ارجحيت دارد. ولي در تدريس علوم انساني نظير زبان و ادبيات تفاوت قابل ملاحظه اي ديده نشده است. از طريق تلويزيون مي توان اطلاعات بيشتري را در يك محدوده زماني خاص نسبت به تدريس حضوري به افراد انتقال داد. محتوا و متن ديداري برنامه هاي تلويزيوني بيشتر از متن كلامي آنها جلب توجه مي كند در يادگيري از طريق تلويزيون بين دختر و پسر هيچ تفاوتي وجود ندارد. در هنگام مشاهده برنامه هاي تلويزيوني مشاهده مي شود كه افراد علاقه بيشتري به يادداشت برداري از خود نشان مي دهند. ميزان يادگيري شاگردان با ميزان معلومات و نحوه تدريس معلمان تلويزيوني نسبت مستقيم دارد. توجه شما را به يك تفكر غلط كه در فرهنگ ما نيز وجود دارد جلب مي كنم بعضي از والدين موقع امتحانات تلويزيون را جمع مي كنند. والدين نبايد به بهانه اينكه بچه برو درست را بخوان! كودكان را از ديدن تلويزيون منع كنند، چون اين منع كردن باعث نمي شود كه كودكان نمره خوبي را در درس كسب كنند. امثال اين والدين عدم موفقيت فرزندانشان در امتحان را به تلويزيون و ديگر رسانه ها نسبت مي دهند و به قول «شرام» والدين تلويزيون را سپر بلايي مي كنند كه غفلت هاي انجام گرفته چه از طرف خود و چه از طرف فرزندانشان را تا حدودي موجه سازند. تاثير تلويزيون بر خانواده در گذشته فقط خانواده به تنهايي وجود داشت. امروزه خانواده است به اضافه تلويزيون با ورود تلويزيون به خانواده، افراد خانواده دور هم جمع مي شوند، يعني اين كه تلويزيون وحدت خانوادگي بيشتري به وجود مي آورد و اگر خانواده به محيطي با فرهنگ، متعلق باشد تلويزيون بر انگيزنده مكالمات و گفتگوها خواهد شد و وگرنه كاركرد خانواده زير سوال مي رود؛ چنان كه « مكوبي» معتقد است هر قدر افراد خانواده بيشتر تلويزيون نگاه كنند از مدت زماني كه خانواده براي انجام ساير فعاليت هاي گروهي به دور يگديگر جمع مي شوند، كاسته مي شود. بچه ها در كنار والدين مي توانند برنامه ها ي جالب و سرگرم كننده را بينند و قبل يا بعد از برنامه در بحث و گفتگو هاي دسته جمعي شركت كنند. يكي از وظايف وسايل ارتباط جمعي ايجاد زمينه هاي مشترك و هماهنگ براي گيرندگان پيام به شمار مي رود؛ يعني اين كه افراد با ديدن تلويزيونبه تدريج داراي سليقه هاي خاص و مشترك مي شوند، براي اين كه بفهميم تلويزيون به چه صورت و تا چه اندازه زندگي خانوادگي را تحت تأثير قرار مي دهد، بايد ديد در اتاقي كه تلويزيون قرار دارد افراد خانواده معمولاً به چه نوع فعاليت هاي ديگري مي پردازند. والدين نبايد نسبت به وجود تلويزيون در خانه بي اعتنا باشند بلكه بايد بر برنامه هاي تلويزيوني نظارت و كنترل داشته باشند و ديگر اين كه بايد كودكان را مقيد به ديدن آن چه به خود آنها تعلق دارد سازند. برنامه هاي تلويزيون بر بيشتر خانواده ها نوعي تغييرها و عادت ها را ايجاد مي كند، مثلاً بعضي از افراد ساعات كار خود را براي تماشاي تلويزيون هنگام صرف غذا تغيير داده اند. مثالي ديگر: هنگام پخش يك برنامه جذاب زن و يا مادر خانواده يك غذاي حاضري را فراهم مي سازد كه بتواند به موقع آن برنامه را ببيند، در حين تماشاي تلويزيون مصرف تنقلات (بيسكويت، تخمه، آب ميوه) افزايش پيدا مي كند. همانطور كه گفتيم تلويزيون ساعت خواب افراد را تغيير مي دهد. بسياري از سردرد ها و كسالت هايي كه موجب مراجعه به پژشك يا مداواي خانوادگي مي گردد، ناشي از عدم رعايت تعادل در تماشاي تلويزيون است. تلويزيون حتي در مورد روابط اجتماعي خانواده و مناسبات آن با اطرافيان و دوستان تأثيراتي دارد؛ تلويزيون علاقه به ورزش را اضافه مي كند؛ در حاليكه وقت آزاد ورزش كردن را كاهش مي دهد؛ تلويزيون باعث مي شود كه خانواده ها كمتر به اطرافيان سر بزنند و با آنها رفت و آمد كنند. وقتي كه تلويزيون وارد محيط خانواده مي شود والدين با مشكلاتي از قبيل: فراخواندن اطفال سر سفره غذا به هنگام تماشاي برنامه ها؛ فرستادن بچه ها به رختخواب؛ كم توجهي به صحبت والدين و وادار ساختن آنها به انجام تكاليف روبرو مي شوند. والديني موفق خواهند بود كه وجود تلويزيون را در محيط خانواده تابع مقررات تشكيلات و مسايل زندگي خود مي دانند و به فرزندان خود قبولانده اند كه از اين وسيله بايد منطقي، عاقلانه و با توجه به برنامه كلي خانواده استفاده كرد و بهره برد. تلويزيون در اكثر موارد سرگرم مي كند و گاهي آموزش مي دهد؛ اما نبايد از آن به عنوان وسيله اي براي آرام نگهداشتن و ساكت كردن بچه ها استفاده كرد. تعدادي از والدين تماشاي تلويزيون را پاداشي براي فرزندان خود تلقي مي كنند كه به عنوان مثال در صورت انجام دادن تكاليفشان و يا كارهايي كه به آنها محول مي شود اين پاداش را دريافت مي كنند. تلويزيون و ارزش ها ارزش يعني چيزي كه مطلوب بين انسان هاست و برنامه هاي تلويزيون هم مسلما در صدد هستند كه بتوانند ارزش ها را به افراد ديگر انتقال دهند. البته قبل از اين كه مشخص شود تلويزيون با نوجوانان چه مي كند، بايد مشخص كرد نوجوانان به صورت يك پديده فعال و متحرك در مقابل تلويزيون چه نقشي را به خود مي گيرند. در حقيقت از تلويزيون به چه شكل بهره برداري مي كنند. «شرام» معتقد است كه از ديدگاه علمي نمي توان تلويزيون را براي نوجوانان يك پديده اجتماعي خوب دانست. براي اين كه تأثير تلويزيون بر روي كودكان و نوجوانان مورد بحث و بررسي قرار گيرد، بايد سه عامل جداگانه در نظر گرفته شود: 1- نوع برنامه تلويزيوني 2- گيرنده پيام (طفل يا نوجوان مورد نظر) 3- موقعيتي كه نوجوان تحت آن شرايط تماشاگر برنامه هاي تلويزيوني بوده است. لازم به ذكر است كه رابطه موجود بين نوجوان و تلويزيون و ساير روابط اجتماعي او به مقدار بسيار زيادي تحت تأثير قرار مي گيرد. پاره اي از اين روابط عبارتند از: روابط طفل و نوجوان با والدين، همسالان افراد خانواده، مدرسه، مذهب و…. . آن چه كه مسلم است اين است كه تلويزيون وارد كل موجودات زندگي نوجوان مي شود و از خود تاثيراتي باقي مي گذارد. هر گاه مقداري از مفاهيم و ارزش ها در برنامه هاي متعدد تلويزيوني تكرار و تأكيد شوند و نوجوانان بدون راهنمايي لازم تماشاگر آنها با شند امكان تأثير پذيري بيش از اندازه خواهد بود؛ به طور مثال مفهوم عدم رعايت قوانين و مقررات اجتماعي يك فيلم يا برنامه تلويزيون مي تواند در افراد و خصوصا نوجوانان تأثيرات متفاوتي بر جاي بگذارد. رشد ذهني كودك و نوجوان در ميزان و نوع برداشت او از آنچه مي بيند تأثير فراوان دارد. طبق نظر عده اي از محققين ممكن است تماشاي زودرس مسايل زندگي يزرگسالان، طفل، خردسالان را آن چنان تحت تأثير قرار بدهد كه از بزرگ شدن و پا به دنياي بزرگسالي گذاردن وحشت زده و مضطرب مي شوند و به همين علت بايد كودكان را راهنمايي و هدايت كرد تا آنچه را كه به آنان تعلق دارد برگزينند و به نظاره بنشينند. اگر محيط خانوادگي طفل گرم و صميمانه و فارغ از اضطراب و نگراني باشد و اگر طفل بتواند روابط معتدل و مناسبي با همسالان خود برقرار سازد تلويزيون و برنامه هايش هيچ گاه نمي تواند به صورت يك خطر بزرگ و جدي زندگي رواني و اجتماعي او را تهديد كند. منابع مورد استفاده • احديان، محمد، مقدمات تكنولوژي آموزشي، نشرو تبليغ بشري، چاپ بيست و دوم، تهران 1380 • رشيد پور، ابراهيم: تلويزيون و اطفال، انتشارات سروش، تهران ، 1354 • سيف، علي اكبر: روان شناسي پرورشي، انتشارات آگاه، تهران، 1380 • ملون هارتينز، انريك: تلويزيون در خانواده و جامه نو ترجمه جمشيد ارجمند، تهران 1354 • روزنامه زن، پرستو غني، مورخ 26/9/77 (مقاله: تاثير رسانه ها بر كودك و نوجوان )
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 12:52  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

توسعه چيست ؟ شاخص هاي يك جامعه توسعه يافته كدامند؟و چنانچه جامعه اي بخواهد گام در مسير نه چندان هموار توسعه بگذارد بايد به چه عوامل ، متغيرها و بنيانهائي را مورد توجه قرار دهد ؟در پاسخ به پرسشهائي از اين دست بايد گفت كه توسعه و شاخص هاي توسعه يافتگي و به ويژه فرايند پيچيده دست يازيدن به آن ، با مباحثات فراوان و تعابير متنوع همراه است به گونه اي كه در امتداد پيوستار مفهوم سازي از توسعه در كنار تعابيري چون رشد صنعتي ، تكنولوژيك ،رشد اقتصادي ، وازه‌هاي ديگري همچون توسعه سياسي ، توسعه پايدار يا توسعه انساني به چشم مي خورند . در اين بين نهادهايي مانند خانواده و آموزش و پرورش نقش ممتازي بر عهده دارند و بي ترديد آموزش و پرورش در شكل فراگير امروزي يكي از بنيادهايي است كه با جامه عمل پوشاندن به كاركردهاي عمده خود مي تواند يكي از سهامداران اصلي تغيير و تحول در جهت توسعه باشد. براي اثبات اين مدعا كافي است نيم نگاهي به اطراف خود انداخته و نمونه هاي موفق فرايند توسعه در آسيا را بنگريم و خواهيم ديد كه كره با 43 ميليون نفر جمعيت 4/1 ميليون نفر دانشجو در مقاطع آموزش عالي داشته و درسال 1980 فارغ التحصيلان رشته هاي مهندسي كره به اندازه مجموع فارغ التحصيلان اين رشته در سه كشور انگلستان ، آلمان غربي و سوئد بوده است .(پل كندي -1372:286) بدين ترتيب اهميت مسئله زماني خود را نشان مي دهد كه بدانيم نقش آموزش و پرورش در توسعه به عنوان يكي از متغيرها و عوامل اصلي مي باشد كه نمي توان از نقش آن چشم پوشي كرد . معرفها و شاخص ها : 1- برابري فرصت ها : فرصت مساوي به موقعيتي اطلاق مي شود كه در آن حتي افرادي كه از پايگاه ثروت و يا عضويت در گروههايي كه از امكانات و امتيازات ويژه برخوردار نيستند ، امكان تحرك اجتماعي با توسل به تحصيل را دارا باشند . به عبارتي بدون در نظر گرفتن جنسيت ، پايگاه اجتماعي ، اقليت يا اكثريت بودن و نژاد و امثال آن بتوانند به صورت مساوي از امكان دستيابي به يك پايگاه اقتصادي-اجتماعي بالا در جامعه برخوردار باشند .(73:1995،Ballantine)(ر.ك1990 –Griod Roger ) ابعاد برابري فرصتهاي تحصيل عبارتند از : الف-برابري فرصتها در بين طبقات اجتماعي مختلف ب- برابري فرصتها براي جنبشهاي مختلف ج-برابري فرهنگي (ر.ك 1994-Teese 1997 Crook ) د- برابري قومي و نژادي در دسترسي به فرصتها 2-آموزش شهروندي و انتقادي : يكي از شاخص هاي ارزيابي نظام آموزشي يك كشور در تمهيد مقدمات توسعه ، ميزان موفقيت آن نظام در فرايند شهروند سازي است . اين آموزش به دنبال تحقق دو هدف عمده است :از يك سو شهروندان را مطابق روابط نظم پذيرانه تربيت كرده و محقق كننده نظم اجتماعي است و از سوي ديگر ، شهروندي محملي است براي مطالعه حقوق شهروندان و در نهايت دروني كردن ويژگيهائي در نظام شخصيتي افراد جامعه ،خصوصياتي كه افراد را پذيراي توسعه و همچنين آماده براي زندگي و تعامل در جامعه توسعه يافته مي كند . عناصر يا مولفه هاي شهروندي شامل : حقوق مدني ، حقوق سياسي و اجتماعي است .(74-58:2001 ؛Fitz Patrick) ابعاد آموزش شهروندي در بر گيرنده : الف-آموزش اجتماعي و اخلاقي ب- آموزش تفكر انتقادي ج-آموزش سواد سياسي د-عقلانيت ه-آموزش سواد ارتباطات و اطلاعات (ICT)(2002 Clough &Holden) 3- مشاركت گرايي و تمركز زدايي : اين مولفه يكي از ملزومات و همچنين شاخص هاي توسعه موزون هستند . چنانچه مشاركت را همكاري داوطلبانه در امور بدانيم ، قطعا نظام آموزشي بايد ساختاري منعطف و غير متمركز داشته باشد تا بتواند مشاركت را در سطوح مختلف مانند اولياء ، دانش آموزان ، معلمان و كارگزارن اجرايي جلب كند . به عبارت ديگر تمركز زدايي از نظام مديريتي و تصميم سازي ، پيش درآمد و زمينه اي است براي جلب مشاركت كنشگران در عرصه ها و سطوح مختلف. ابعاد تمركز زدايي و مشاركت عبارتند از : الف-فراگيري و دروني كردن مشاركت توسط آموزش و پرورش ب-تحقق كاركرد مشاركت پذيري در نظام آموزشي 4- تكثر پذيري فرهنگي با تاكيد بر تقويت هويت ملي : مراد از تكثر پذيري فرهنگي پذيرش نظري و عملي فرهنگ ها ، خرده فرهنگ ها و قوميت هاي مختلف در قالب مليت ايراني است . اگر بپذيريم كه در برخورد با تنوعات فرهنگي و هويت هاي متكثر مبتني بر آن سه رويكرد قابل طرح است(ر.ك.گيدنز ، 1373)آنها را به صورت ذيل مي توان دسته بندي كرد: الف-رويكرد تكثر گراي مفرط ب- رويكرد يكسان سازي يا تك شكلي فرهنگي ج-رويكرد وحدت در كثرت در گزينه الف و ب افراط و تفريط نه منطقي است و نه عملي و با خود نوعي جهت گيري ضد توسعه و نوسازي را به همراه دارد. در حاليكه در گزينه وحدت در كثرت امكان رشد تنوعات به همراه پذيرش داوطلبانه مشتركات ملي فراهم مي شود در اين حالت پتانسيل هويتهاي متكثر در راستاي هويت ملي و مشترك ، انرژي لازم براي مشاركت ملي در امر توسعه را فراهم خواهد كرد . 5-پژوهش مداري : تحقيق و پژوهش هم در مقام راهبرد و هم در مقام راهكار به واقع يكي از شاخص هاي مهم توسعه بوده و تداوم آن را تضمين مي كند .نيازي به توضيح نيست كه توليد علم و فناوري جز با توسل به پژوهش و پژوهشگران كارآمد ميسر نمي باشد . در آموزش و پرورش نيز پرداختن به تحقيق و پژوهش در دو بعد قابل تامل و توجه مي باشد : الف-تربيت پژوهشگر ب-اداره و تصميم سازي مبتني بر پژوهش 6-پوشش تحصيلي : پوشش تحصيلي نيز در كنار معرفها و شاخص هاي مهمي كه تاكنون به آنها اشاره شد ، مي تواند به عنوان يك معرف براي توسعه مطرح باشد . پوشش تحصيلي ظاهري عبارت است از نسبت دانش آموزان موجود به جمعيت همان مقطع سني (6تا 17 ساله )اين پوشش در سال 1380 براي آموزش ابتدايي 115% راهنمايي بيش از 96% و در آموزش متوسطه حدود 61% بوده است . با اين تعبير مي توان از پوشش تحصيلي به عنوان يك معيار كمي براي توسعه آموزش و پرورش ياد كرد .با اينكه افزايش سطح پوشش تحصيلي مي تواند تسهيل كننده فرايند توسعه باشد ولي نبايد در ميزان سهم آن اغراق كرد ، چرا كه شواهدي در دست است كه بدون حصول به آن نيز رشد و توسعه محقق شده است . بنابراين در كنار پوشش تحصيلي ، كيفيت آموزش و خصوصا توجه به نقش جامعه پذير كننده و فرهنگ ساز آموزش و پرورش قابل تامل تر خواهد بود . در اين گفتار سعي شد تا شاخصها و معرفهاي ارزشيابي نظام آموزش و پرورش به عنوان يك ركن توسعه به اجمال مطرح شود تا بتوان با شناخت كافي از اين معرفها ، مواضع فراروي نظام آموزشي در دستيابي به شاخصهاي فوق در مسير توسعه مرتفع گردد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 12:49  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

تلويزيون آموزشي تعريف : تلويزيون آموزشي ، ابزاري است كه امكان دسترسي عموم آحاد جامعه را به آموزش هاي عمومي و فني و حرفه اي و ترويجي و آموزش هاي عالي ، فراهم مي كند و كيفيت آموزش را بهتر مي سازد، به همين دليل و با توجه به تنوع روز افزون نيازهاي جامعه در تمامي عرصه ها، از فرهنگ عمومي گرفته تا دانش هاي جديد و آميختگي بيش از پيش زندگي و حيات فرهنگي و اجتماعي با مظاهر علوم و فن آوري ، كه آموزش را به امري مستمر و پويا و بخشي جدايي ناپذير از زندگي اجتماعي تبديل كرده است، شبكه ي آموزش صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران تأسيس شده است. الزامات ايجاد شبكه : جهان امروز جهان پيشرفت هاي گوناگون در عرصه فن آوري و استفاده از آن در حوزه هاي مختلف از جمله حوزه هاي آموزش مي باشد. اين پيشرفت علوم موجب بازنگري در شيوه هاي آموزشي شده است، به همين دليل، تلاش براي يافتن شيوه هاي جديد به ضرورت انكار ناپذير عصر ما تبديل شده است. تجربه هاي گوناگون درجهان، از كشورهاي توسعه يافته تا كشورهاي در حال توسعه، در زمينه هاي به كارگيري روش هاي متنوع و جديد در امر آموزش، ضرروت ياد شده در پردازش اين روش ها را براي همگان آشكار مي سازد. شيوه هاي سنتي آموزش، به دليل وابستگي به مؤلفه هايي همچون محيط فيزيكي ، تعداد آموزش دهندگان و آموزش گيران و مواردي از اين دست، عملاً فرصت هاي برابر آموزشي رااز همگان سلب مي كند؛ اما در عصر حاضر كه با حضور وسايل ارتباط جمعي، دنيا به دهكده اي كوچك تبديل شده است، ديگر نمي توان به شيوه هاي سنتي آموزش اكتفا كرد،‌چرا كه به راحتي ي توان از تجارب ديگران آگاه شد و در حيطه ي آموزش ، به رشد و توسعه دست يافت. اينك، رسانه اي تصويري همچون تلويزيون ، به دليل داراي بودن مجموعه اي از ويژگي هايي مانند:‌ جذابيت، فراگيري و دسترسي آسان و دائم ، به يكي از مهم ترين ابزارهاي آموزشي در دنياي امروز تبديل شده است. درك اين واقعيت از سوي نويسندگان سومين برنامه هاي توسعه اجتماعي،‌اقتصادي و فرهنگي كشور، آنان را بر اين داشت تا در بند «د» از ماده ي 13 فصل 13 برنامه ي ياد شده، ايجاد شبكه هاي آموزشي را با هدف ارتقاي سطح آموزشي و ايجاد فرصت هاي برابر در اين زمينه، در دستور كار سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران قرار دهند. از اين رو با تكيه بر تجارب كشورهاي ديگر، شبكه ي آموزش سيما، طراحي و راه اندازي شد. رسالت : اكثر قريب به اتفاق خبرگان و متخصصان برآنند كه رسالت يا مأموريت هر مجموعه؛ در بالاترين نقطه از سلسله مراتب نظري آن مجموعه قرار دارد. از اين رهگذر، در سايه ي رسالت و مأموريت كلي سازمان صدا و سيما، شبكه ي آموزش سيما، تأكيد بر افزايش توان علمي و سطح آگاهي جامعه، با هدف توسعه ي علمي، فرهنگي ، مذهبي ، اجتماعي و اقتصادي كشور را به عنوان رسالت خويش برگزيده است. اهداف : شبكه ي آموزش با در نظرگرفتن مأموريت يا رسالت اصلي خويش، مجموعه موارد ذيل را به عنوان اهداف خويش بيان مي كند. الف) ايجاد فرصت هاي برابر آموزشي براي كل جامعه، با تأكيد بر اصل تكميل كاستي هاي نظام آموزش رسمي كشور از سطح ابتدايي تا عالي ، براي بهبود كميت و كيفيت آموزش هاي رسمي دانش آموزان و دانشجويان در كليه ي سطوح ب) گسترش آموزش هاي عمومي و مهارت هاي زندگي در زمينه هاي گوناگون فرهنگ عمومي جامعه ج) فراهم كردن شرايط مناسب براي ارايه آموزش هاي تخصصي، به منظور بالابردن كيفيت مهارت هاي فردي و حرفه اي با تأكيد بر اصل تكميل كاستي هاي نظام آموزش مهارتي فني و حرفه اي كشور، براي ارتقاي سطح بهره وري نيروي كار . د) ارايه ي امكانات مناسب رسانه اي مورد نياز بخش دولتي و خصوصي، در حوزه هاي آموزش، با هدف افزايش كارايي كاركنان دولت و ارايه ي خدمات آموزشي بهتر در سطح جامعه اهم سياست ها : شبكه ي آموزش سيما، براي آن كه به اهداف تعيين شده خود دست يابد، موارد زير را به عنوان مهمترين سياست هاي كاري خود تعريف كرده است: الف) تبيين پيش نيازهاي توسعه ي فرهنگي ، اجتماعي، اقتصادي و سياسي، با تأكيد بر حفظ هويت فرهنگي و وحدت ملي ب) توجه به پيشرفت هر لحظه علم در جهان و به روز كردن دانش خود همگام با دانش روز دنيا ج) طراحي نظام ارزشيابي تعاملي براي مخاطبان شبكه د) طراحي و اجراي فرآيند تحليل محتوا با توجه به نظريه ي فرآيند هدف جايگاه شبكه صدا و سيما : هر چند كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، دانشگاهي بزرگ ناميده شده است، اما برنامه سازي در امر آموزش به دليل نبود انسجام لازم در فرايند كار و عدم تمركز كافي، به نحو شايسته و بايسته به ثمر نشست و با شبكه اي مستقل و تخصصي در زمينه ي آموزش، در ميان خانواده هاي صدا و سيما خالي بود. آغاز فعاليت شبكه ي آموزش در ميان ديگر شبكه هاي تلويزيوني، نويدي بر وجود فعاليتهاي مستمر و منسجم در اين زمينه مي باشد. شبكه آموزش ، گامي در راه تكميل شبكه هاي تلويزيوني و پاسخي تخصصي به نيازهاي متنوع مخاطبان اين رسانه محسوب مي شود. تعامل با ساير دستگاه ها : گستره فعاليت هاي شبكه آموزش، تعاملي اجباري و لازم را با محيط بيروني طلب مي كند كه طرف دوم تعامل ياد شده، دستگاه هاي مختلف كشوري ، به ويژه دستگاه هايي هستند كه به نوعي با ارايه آموزش هاي رسمي و غيررسمي سر و كار دارند. شبكه آموزش، در واقع مكملي است براي فعاليت هاي آموزشي دستگاه هاي مختلف، از اين روي، فرصتي بي مانند را براي اين دستگاه ها فراهم آورده است، تا هر چه بهتر خدمات خود را ارايه دهند. هر يك از حوزه هاي چهارگانه فعاليت شبكه ي آموزش، يعني آموزش هاي عمومي، عالي ، فني و حرفه اي و پايه و اساسي، به فرا خور حوزه هاي عملياتي خويش، با دستگاه هاي مختلف، همكاري و تعامل دارند كه حاصل آن، امضاي تفاهم نامه هاي گوناگون براي جلب مشاركت محتوايي و تخصصي با آن ها بوده است. همكاري با آموزش عالي : شبكه آموزش، در حيطه ي آموزش عالي، با دانشگاه هاي مختلف ، تفاهم نامه هايي امضا كرده است كه مي توان به موارد زير اشاره كرد: الف) امضاي تفاهم نامه با دانشگاه پيام نور : بر اساس اين تفاهم نامه، توليد و پخش برنامه هاي دانشگاهي فراگيران دانشگاه پيام نور كه بدون شرط معدل و آزمون سراسري،‌به تحصيل مي پردازند، از طريق شبكه ي آموزش صورت مي پذيرد. ب ) امضاي تفاهم نامه با دانشگاه جامع علمي – كاربردي : اين تفاهم نامه به منظور راه اندازي دوره هاي پودماني امضا شده است و در مرحله اول اين طرح، دوره پودماني كارداني مديريت خانه اجرا شد كه در طي آن فراگيران برنامه هاي درسي خود را از شبكه ي آموزش پيگيري كردند و در پايان ترم در امتحانات دانشگاه شركت كردند. همكاري با آموزش و پرورش: در اين بخش، توليد و پخش برنامه هاي آموزشي مربوط به آموزش هاي ضمن خدمت معلمين و همچنين توليد برنامه هايي با هدف افزايش مهارت تدريس آنان، در دستور كار قرارگرفته است. همچنين پخش برنامه هاي درسي دانش آموزان در حوزه هاي مختلف نيز بخشي ديگر از تعامل ياد شده را شامل مي شود. براي رسيدن به اين اهداف، تفاهم نامه هايي با دفتر تكنولوژي آموزشي وزارت آموزش و پرورش و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، امضا شده است تا برنامه هايي متناسب با گروه سني و پايه ي تحصيلي دانش آموزان، از شبكه ي آموزش پخش شود. منبع : گروه آموزش عمومي شبكه آموزش سايت ircert
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 12:48  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

1. بازنگري در روشهاي تربيت ديني دانش آموزان به ويژه پسران و ضرورت برنامه ريزي جهت هدايت مجموعه فعاليتهادر اين بخش 2. اعمال مديريت سنتي در اداره غالب واحدهاي آموزشي و ضرورت برنامه ريزي و نظارت جهت اهليت و صلاحيت هاي حرفه اي مديران 3. عدم تسلط كافي غالب دبيران در استفاده مناسب از روشهاي فنون تدريس-ناتواني در ايجاد تعامل مثبت با دانش آموزان 4. ضرورت استانداردسازي فضاي كالبدي-تجهيزات آزمايشگاهي و كارگاهي ، منابع آموزشي و كمك آموزشي 5. توزيع نامناسب دانش آموزان در شاخه ها و رشته هاي تحصيلي با توجه به سياست دولت مبني بر توسعه ظرفيت هاي رشته هاي فني حرفه اي –كشاورزي و علوم پايه
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 11:57  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  | 

 عده اي تصور مي كنند توانمندسازي مفهومي قديمي است درحالي كه اين طور نيست. اگر سازمانها و گروهها بتوانند هشت گام توانمندسازي را در محيط كارشان به اجرا درآورند، در آن صورت مي توانند از ميان كاركنان خود رهبران آينده سازمان را تربيت و انتخاب كنند. هشت گام توانمندسازي عبارتند از:

1 - اعتماد به وجودآوريد: اعتماد بنيادي ترين احساسي است كه هر فرد مي تواند آن را تجربه كند. اعتماد زيربناي توانمندسازي و اساس رهبري محسوب مي شود. شايسته نيست از اعتماد افراد سوءاستفاده كرده، به آنها خيانت شود. چگونه مي توان اعتمادميان افراد را تقويت كرد؟
1 - به نقطه نظرات مهم آنان به دقت گوش فرادهيد؛
2 - كاركنان را به تبادل اطلاعات آزادانه با يكديگر تشويق كنيد؛
3 - به كاركنان اجازه دهيد بتوانند نظرات خود را براي مديريت عالي سازمان بازگو كنند؛
4 - به كاركنان اجازه دهيد طرحهاي مربوطه را به روش دلخواه خود اداره كنند.
به طورخلاصه، اعتمادسازي يعني با افراد طوري رفتار كنيد كه دوست داريد آنگونه با شمار رفتار شود.
2 - تفويض اختيار كنيد: بايد ميان اختيارات و مسئوليت كاركنان تناسب وجود داشته باشد. در محيطي توانمند، كاركنان دانشور معمولاً تصميمات بسيــار كارامد مي گيرند. اگر تفويض اختيار با اعتماد همراه باشد به عنوان محــركي قوي محسوب مي شود چون سعي مي كنيم به خاطر احساس مسئوليت، كار را با دقت بيشتــري انجام دهيم. در بسياري از خانواده ها، والدين سعي مي كنند اختيار خرج كردن پول توجيبي كودكان را به عهده خودشان بگذارند. كودكان از اين طريق ياد مي گيرند چگونه پول را به بهترين شكل خرج كنند.

وقتي به كاركنان اعتماد و آنان را پاسخگوي عملشان كنيم آنها سعي مي كنند تصميمات بهتر و دقيق تري بگيرند. پس چرا چنين اختياراتي را واگذار نمي كنيم؟

3 - انگيزه رهبري به وجود آوريد: وظيفه رهبران سازمان، برقراري رابطه ميان كاركنان با ساير شركتها و جهان به وسيله شبكه هاي اطلاعاتي است. چرا؟ چون كاركنان به اين گونه اطلاعات نياز فراوان دارند. در محيطي توانمند، هر فرد خود را عضوي ارزشمند از اجتماع مي داند. والت ديسني مبتكر برنامه كارتوني تام و جري معتقد بود در يك فيلم علاوه بر بازيگران، كارگردان و تهيه كننده نيز نقش مهمي ايفا مي كنند. بنابراين، هيچ لزومي ندارد آنان بخواهند اهميت نقش خود را به ديگران گوشزد كنند.
اين موضوع درمورد مديران سازمان نيز صادق است، به جاي آنكه قدرت خويش را به رخ ديگران بكشند، با عملكرد و ارزيابي دستاوردها، مي توان به اهميت نقش آنان پي برد. تفاوت اصلي مديريت و رهبري از همين جاست.
سهامداران و هيئت مديره، مديران را انتخاب مي كنند درحالي كه رهبران منتخب زيردستان هستند. به اصطلاح رهبران و مديران ايده آل بايد مشابه هم باشند. البته مديران كامل همان رهبران سازمان هستند. در محيط كاري توانمند، به كاركنان نمي گوييم چه كار كنند چون آنهـــا با ديدن مصاديق ياد گرفته اند در زمان مناسب به طور خودكار اقدام لازم را مبذول دارند.
4 - ارتباطات عمودي را گسترش دهيد: افراد توانمند دوست دارند به عنوان دريافت كننده و انتقال دهنده نقطه نظرات ديگران به رده هاي بالاي سازمان عمل كنند. بويژه اين نقش را در تصميم گيريهاي بنيادين ايفا كنند.
چالش اصلي عصر حاضر، ايجاد شركتها و گروههايي است كه داراي اهداف مشترك باشند به طوري كه همه سازمان را همانند خانه خويش بدانند. اين امر بخشي از فرايند تربيت مديران آينده سازمان به شمار مي آيد. شركتها و گروههايي كه موفق مي شوند ارتباط موثري ميان كليه سطوح سازمان برقرار كنند، از مــــــزاياي رقابتي فوق العاده اي بهره مند مي شوند. شركتها به چه چيزي همانند اموال خود اهميت مي دهند؟ شركتها فقط ازطريق تبادل اطلاعات و فضاي باز ارتباطي ميان كاركنان مي توانند به اين نكته پي ببرند.

5 - محيط كاري خلاق را تشويق كنيد: مشاغل ذاتاً خلاق نيستند. در درجات مختلف در بعضي از مشاغل فرصتهايي براي خلاقيت پيدا مي شود. اما واقعاً كاركنان عنصر خلاقيت محسوب مي شوند؟ در محيط كار رابطه مستقيمي ميان توانايي، خلاقيت و موفقيت كاركنان وجود دارد. رهبران بايد هميشه درصدد بهبود محيط كار باشند. چرا؟ زيرا كاركنان وقتي خلاقند كه محيط آنان ويژگيهاي زير را داشته باشد:

افراد را ترغيب كنيد كار جديد انجام دهند؛
از تغيير استقبال كنيد؛
همواره سعي كنيد ورودي و بازخورد مثبت به جاي منفي ارائه دهيد؛
مسئوليت و اختيار انجام كار را به كاركنان بسپاريد؛
به مهارتها و استعدادها احترام بگذاريد؛
كانال هاي ارتباطي باز و آزادانه فراهم سازيد؛
دستاوردها و موفقيتها را گرامي داشته، پاداش دهيد.
محيط حرفه اي بايد دركمال قدرت و به درستي اداره شود تا زمينه ساز خلاقيت شود.
6 - رشد حرفه اي را گسترش دهيد: تمام متخصصان مي خواهند رشد كرده و مطالب جديد بياموزند. توسعه حرفه اي در شكلهاي مختلف ظاهر مي شود و شامل:
1 - رشد فني و تخصصي؛
2 - توسعه و گسترش مهارتهاي رهبري يا مديريتي؛
3 - آموزشهاي چندبخشي كه از آن بتوان در چند حرفه استفاده كرد؛
4 - مشاركت گروههاي حرفه اي.
رشد تجربيات موجب تقويت اهداف فردي و اعتبار آنان در شرايط مختلف سازمان مي شود. در عصر اطلاعات، اطلاعات و دانش مي تواند سازمانها را در شرايط رقابتي مصون بدارد. لازم است توجه مضاعفي به امر فرصتهاي مستمر آموزش مبذول داريم. رهبران سازمان بايد به امر آموزش همانند كار اهميت دهد. براي حفظ سطح بالاي انگيزش بايد محيط كاري بسازيم كه در آن تجربيات شخصي افراد رشد يابند.

7 - منابع لازم را فراهم سازيد: داشتن منابع مناسب باعث مي شود كه كاركنان مختلف وظايف خود را به بهترين نحوه انجام دهند. تعميركاران هميشه مي گويند اگر ابزار لازم داشته باشند قادرند هر مشكلي را حل كنند. ازجنبه ديگر در محيط كاري توانمند اگر بخواهيد كاركنان مسئوليتهاي جديد را بپذيرند، بايد منابع لازم را دراختيارشان قرار دهيد. اين منابع شامل:

1 - سرمايه و منابع رسمي مالي؛
2 - افرادي كه نقش خود را مي شناسند مطابق آن عمل مي كنند؛
3 - شبكه هاي ارتباطي ميان واحدها به وجود آوريد؛
4 - برقراري تماسهاي خارجي براي جلب حمايتهاي لازم و منابع اضافي.
بدون وجود منابع لازم، اعتبار بخشيدن به مفهوم توانمندسازي و تبديل آن به يك مفهوم عيني، شعار و وعده اي پوچ و بيهوده نيست. وقتي منابع به همراه توانمندسازي باشد، كاركنان كاري انجام مي دهند كه با ديگران متفاوت است.

8 - پاداش داده و قدرشناسي كنيد: به كارهاي خوب بايد پاداش دهيد. مطالعات مختلف و مكرر نشان مي دهد كه پول هميشه بهترين عامل يا پاداش براي اينكه افراد وظايف خود را به خوبي انجام دهند، نيست. اين مطالعات تصريح مي كند پول براي متخصصان حرفه اي كه تمايل شديدي به رشد و پيشرفت شخصي دارند، به هيچ عنــــــوان محرك محسوب نمي شود. راههاي فراواني براي پاداش و قدرداني از كاركنان وجود دارد. حتي اگر سازمان ازنظر بودجه با محدوديت مواجه باشد. چنين پاداشهايي مي تواند شامل:

1 - تغيير در موقعيت، شغل و مسئوليتها باشد؛
2 - گسترش وظايف شغلي؛
3 - آزادي عمل در شغل؛
4 - پرداختهاي جبراني بابت ايام عدم كاركرد؛
5 - پاداش درقبال نوشتن مقاله؛
6 - فراهم ساختن دوره هاي تحصيلي بالاتر يا دوره هاي آموزشي ضمن خدمت؛
7 - اختصاص منابع اضافي و كارمندان بيشتر؛
8 - فراهم آوردن فرصت براي ارائه طرحهاي جديد.
قدرشناسي مي تواند در قالب اعطاي تقديرنامه، لوح يادبود يا قدرداني در خبرنامه داخلي سازمان باشد. به موازات تلاش براي توانمندسازي كاركنان، نبايد نقش پاداش در قدرداني از كاركنان را فراموش كنيم. به عبارتي، پاداش مادي، هنــوز گل سرسبد پاداشهاست و به عنوان يك محرك ارزشمنــــد محسوب مي شود.

نتيجه گيري: ساختن هرم توانمندسازي در يك واحد يا سازمان مي تواند رهبران آينده سازمان را تربيت كند.

مقاله حاضر برگرفته از سايت ذيل است:
Http://www.todays engineer.org/jan 03/pyramid.htm

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 8:11  توسط سیف ا...جلالی كارشناس مسئول پيش دانشگاهي  |